حسين ابراهيمي   |   92/03/28  |  ساعت 20:35

سپاس و قدردانی از شهروندان فهیم شاهین شهر

بسم الله الرحمن الرحیم

گنج عشقِ خود نهادی در دل ویران ما       سایه ی دولت بر این کُنج خراب انداختی

با حماسه بپای خاستیم و تا خلق حماسه از پای ننشستیم. آزمونی سخت اما دلنشین بود. یکبار دیگر خویش را آزمودیم و با اینهمه اراده و اقتدار شیرزنان و شیرمردانی که پای به عرصه ی آورد نهادند، باری شیرین بر درخت آرزوها نشاند. به یاری یزدان این تازه آغاز راه است. با هم آمدیم؛ با هم بودیم و در جوار هم خواهیم ماند.

درود و سپاس بی پایان ما بر شهروندان عزیز، ناچیزترین امتنانی خواهد بود که بر مقدمشان نثار می کنیم.

ارادتمند: دکتر حسین ابراهیمی ناغانی


برچسب‌ها : سپاس و تشکر از شهروندان شاهین شهر, شورای شهر شاهین, حماسه سازان
حسين ابراهيمي   |   92/03/22  |  ساعت 14:53

طرحها و برنامه های کاری برای بهبود و بهتر نمودن شرایط موجود در شاهین شهر از منظر شورای شهر

نویسنده: دکتر حسین ابراهیمی ناغانی

برنامه های کاری اینجانب به لحاظ شرح وظایف شورا و نیز ضرورتهای موجود، در دو بخش اهم و فی الاهم می شود. بخش نخست را برنامه های کوتاه مدت و بخش دیگر را برنامه های بلند مدت تعریف کرده ایم:

برنامه های کوتاه مدت: در بخش کوتاه مدت اولویت با دیدگاههای نظارتی شورای شهر است که لازم است در این خصوص اهتمام ویژه ای داشته باشیم. شرح برنامه های اولویت دار کوتاه مدت به شرح ذیل است:

·       بُعد نظارتی

·        نظارت هدفمند بر کارکرد دستگاههای مرتبط با شهرداری و سایر دستگاههای اجرایی خدماتی در راستای نظارت بر حسن اجرای مصوبات شورا و طرح های مصوب در امور شهرداری و سایر سازمانهای خدماتی...مصوب بند 3ماده 76 وظایف شوراها. هدفمند بودن در این خصوص به معنی تخصص گرایی در بخش نظارت می باشد. چنانچه مدیریت واحد شهری یا مدیریت یکپارچه شهری که در ماده 136 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور و نیز در برنامه پنجم  درماده 173 در قالب مدیریت هماهنگ شهری عرضه شده است، تحقق پیدا کند، نظارت دقیق شورا بر عملکرد این بخشها و جنبه ها بدون هدفمندی در تخصص گرایی اعضاء شورای شهر میسر نمی باشد.

·        اهتمام به سیاست زدگی در برنامه ریزی و مدیریت اجتماعی و اهتمام به حفظ نهاد شورای شهر در روند کارکرد اجتماعی آن. به این معنی که نباید شورای اسلامی شهر نهادی سیاسی باشد و در مسیر رفتارها و تنشهای سیاسی و حزبی فرصت را از رشد شهری و فرهنگ شهروندی در حدود اختیارات شورا سلب نماید.

·        رفع تبعیض از چهره ی شهر به طور کلی (مصادیق آن علی حده بوده و نام بردن از این موارد نیاز به صفحات بیشمار دارد)به گونه ای که تمامی شهروندان این شهر به تساوی بهره مند از تمامی امکانات گردند. کرامت انسانی شهروند شاهین شهری در این رفع تبعیض، الگوی ماست.

·        نظارت بر مدیریت نیروی انسانی نهادهای مرتبط با حدود وظایف شورا برای بهره وری بهتر

·        انتخاب شهردار با اولویت تخصص و حتی الامکان از مردم شاهین شهر

·        بر اساس بند 5 ماده 76 وظایف شورای اسلامی شهر مبنی بر برنامه‌ريزي در خصوص مشاركت مردم در انجام خدمات اجتماعي، اقتصادي، عمراني، فرهنگي، آموزشي و ساير امور رفاهي با موافقت دستگاههاي ذيربط؛ شوراهای محل و شهرک را برای درک مشکلات و معضلات محلی راه اندازی و برای حفظ ارتباط مستمر با مردم و شهروندان برقرار خواهیم کرد.

·        کوشش در راه اندازی و حمایت مصرانه از تشکلهای مردم نهاد و انجمن ها و نهادهای اجتماعی، و نیز تأسیس تعاونی های تولید و توزیع و مصرف بر اساس حدود وظایف و اختیارات شورا در بند 7 ماده 76 وظایف شوراها.

·        نظارت اکید و مستمر بر اداره و مدیریت و حفظ سرمایه و دارایی های نقدی، جنسی و اموال منقول و غیر منقول شهرداری و نظارت بر حساب درآمد و هزینه ی آنها در حدود اختیارات شوراها (بند 8 ماده 76) و نیز اطلاع رسانی شفاف در این خصوص به مردم.

·        بررسی دقیق و تصویب آئین نامه های پیشنهادی شهرداری پس از رسیدگی و دقت نظر در لحاظ کردن حقوق شهروندان به طور مساوی و به دور از تبعیض و لحاظ کردن بُعد فرهنگی در تمامی هزینه ها و خدمات.

·        بررسی و تأئید صورت جامع درآمد و هزینه ی شهرداری با لحاظ کردن تمامی معیارهای نظارتی موشکافانه، که هر شش ماه یکبار توسط شهرداری تهیه می گردد و نیز اطلاع رسانی به مردم از طریق شوراهای محل و شهرک و نیز ویژه نامه ی شورا و سایتهای مرتبط با آن.

·        تصویب و نظارت مستمر و عادلانه و بدور از تبعیض در معاملات اعم از خرید، فروش، مقاطعه، اجاره و استيجاره كه به نام شهر و شهرداري صورت مي‌پذيرد با در نظر گرفتن صرفه و صلاح و با رعايت مقررات آيين نامه مالي و معاملات شهرداري.

·        تصویب قانونمدارانه و به دور از تبعیض و سیاست زدگی اساسنامه ی مؤسسات و شرکت های وابسته به شهرداری با تأئید و موافقت وزارت کشور.

·        تصویب لوایح برقراری یا لغو عوارض شهر و نیز تغییر نوع و میزان آن با در نظر گرفتن مصالح عمومی شهروندان و میزان تورم با رعایت تمکین از سیاست عمومی دولت که از سوی وزارت کشور اعلام می شود.

·       نظارت بر آموزش و پرورش

·        در بُعد نظارتی شورا، نظارت بر آموزش و پرورش اهمیت ویژه ای دارد. خصوصا مسائل مرتبط با معیشت فرهنگیان و ایجاد تسهیلات برای خانواده ایشان با چانه زنی و رفع موانع از طریق مسئولین زیربط شهرستان و استان.

·        در خصوص نظارت بر عملکرد مجموعه های نظارتی سازمان آموزش و پرورش بر ساختمانها و مکانهای آموزشی و مدارس از حیث بهسازی و نوسازی با توجه به زلزله خیز بودن منطقه، باید حرکتی عاجل صورت پذیرد. در این خصوص شورای شهر می تواند با تعامل با مجموعه شهرداری و خیرین مدرسه ساز و سایر مراجع ذی صلاح در امر ساخت و ساز و نوسازی و ترمیم مدارس و محیط های آموزی گام مؤثری بردارد.

·       نظارت بر امر بهداشت

·        نظارت مستمر و سخت گیرانه بر امور بهداشت خصوصا در حوزه بیمارستانها و اورژانسها، با نظارت دقیق بر حسن انجام وظیفه کارمندان و پرستاران و پزشکان. تاکید ویژه و نظارت دقیق بر حضور پزشک متخصص در اورژانسها طبق مصوب وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی. همچنین با توجه به وجود نیروی استخدامی کافی در این سازمان و خصوصا بیمارستان گلدیس، باید واگذاری مواردی از جمله بخش تزریقات و پانسمان از بخش خصوصی گرفته شود و در حدی که نیروهای استخدامی بتوانند پوشش دهند به ایشان واگذار گردد تا هزینه تحمیلی بر شهروندان کمتر شود.

·        توسعه خدمات بیمارستانی با حمایت از تجهیز وسایل و ضرورتهای اورژانسی و تخصصی در حیطه های مختلف با تعامل و رایزنی با مسئولین زیربط شهرستانی و استانی.

·        باید در شهرکهای تازه ساخت به موازات اسکان و رشد جمعیت مراکز بهداشتی و اورژانسی مستقر گردد. خصوصا در ضلع جنوبی شاهین شهر و روستای حاجی آباد؛ پیگیری این امور حسب قانون بر عهده ی شوراست.

·       بُعد زیباسازی پایدار

·        تغییر رخساره شهر با ایجاد اِلِمانهای فرهنگی و آبنماها و تندیسها و مجسمه های متناسب با معیارهای فرهنگی و مبلمانهای شهری پایدار در حد توقع از شهرِ بافرهنگ و باسواد و تغییر روند سنتی گل کاری های مقطعی و زیباسازی های غیر علمی که عمدتاً ظاهربینانه چشم شهروند را پُر کرده و هزینه های سنگین و غیر ضروری ای بر آنها تحمیل می کند. این تغییر در جذب توریسم و اشتغالزایی از طریق آن مؤثر واقع خواهد شد. این امور باید به طور شفاف و به دور از هر گونه تبعیض در تمامی مناطق شهر صورت گیرد.

·        نامگذاری معابر، میادین، خیابانها، کوچه ها و ...با لحاظ کردن معیارهای فرهنگی و بومی ساکنین عمدتاً مهاجر این شهر انجام گردد تا از این طریق احساس علقه مندی بیشتری نسبت به شهر و شهروندِ شاهین شهر بودن ایجاد گردد.

·       مسئله ی حمل و نقل

·        کوشش در معادل سازی تصویب نرخ کرایه وسایط نقلیه بر اساس سطح درآمدی شهروندان خصوصا در مسیرهای بین شهرکی و مرکز شهر و در کنار آن حمایت ویژه از تاکسی داران و مینی بوس داران از طریق اعطاء امکانات ویژه و سهمیه های یارانه ای همچون لاستیک و... و نیز حمایت سهمی از بیمه آنها و موارد دیگر طبق قوانین و مقررات سازمانهای تابع.

·       بُعد اطلاع رسانی شفاف

·        عدم تخطی از وظیفه شورا در اطلاع رسانی شفاف از صورت مالی و بودجه و هزینه ی خود در اطلاع رسانی به مردم و شهروندان

·        اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در خصوص کلیه ی فعالیتهای شورای شهر و شهرداری و شرکت ها و سازمانهای تابع باید به طور منظم در ویژه نامه ها و نشریه های دیجیتالی دیگر به سمع و نظر مردم برسد. لذا با استناد به ماده 79 قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوب1/3/1375 و اصلاحات مصوب 1382 و 27/8/1386 شورای شهر و شهرداری و شرکت ها و سازمانهای وابسته موظفند به نحو مقتضی و در صورت امکان با راه اندازی پایگاه رایانه ای، زمینه اطلاع عموم مردم را به طور مستمر از مصوبات، تصمیمات، عملکرد، بودجه، هزینه و درآمد خود فراهم نمایند.

·       مدیریت در ساخت و ساز

·        جلوگیری از ساخت و سازهای غیر منطقی خصوصاً تراکم سازی های غیر علمی با نگاه سودجویانه در مرکز شهر با توجه به قرارگیری بازار اصلی در آن محدوده که موجب بروز خسارات جبران ناپذیری از جمله گره ترافیکی و نیز خدمات رسانی حوزه های برق، آب، گاز و غیره می شود و بار سنگینی در آینده بر دوش شهر و شهروندان تحمیل خواهد کرد.

·        حمایت از توسعه طولی و عرضی شهر با رعایت و ایجاد استقلال کامل از حیث بازار، مراکز رفاهی، مراکز تفریحی، ورزشی، فرهنگسرا و غیره...بدون نیاز به حتی مثلاً خرید عمومی از مرکز شهر. در چنین شرایطی رشد عرضی شهر امکان پذیر است، اما اگر ما به تمرکز زدایی بدون رفع تبعیض نگاه کنیم، خسارتی جبران ناپذیر از حیث فرهنگ شهروندی و رفتار انسانی به دور از عدالت محوری وارد کرده ایم.

·        حمایت از طرحهای تعریض خیابانها و کوچه ها در شهرکها و محله های تازه ساز و نیز راه اندازی پارکینگهای طبقاتی در مرکز شهر.

·        با توجه به مرکز شهرستان بودن این شهر و لزوم وجود ادارات و مراکز دولتی در آن، لازم است که مجتمعی از ادارات برای تسهیل امور خدماتی به شهروندان به طور متمرکز احداث گردد تا ضمن صرفه جویی در خدمات رسانی و کاستن بُعد مسافت و ترددهای طولانی و پر هزینه برای ارباب رجوع، همپوشانی مناسبی بر یکدیگر داشته باشند. همچنین شکل و ریخت شهر را که هر کدام از این مراکز در کوچه و خیابانی به هم ریخته و موجب تردد و ترافیک به توسط ارباب رجوع گردیده، به شکل منطقی آن برگرداند.

·       معضل گرانی

·        معضل اصلی این شهر گرانی فزاینده در تناسب با شهرهای همجوار است. با توجه به اینکه شاهین شهر در کنار مسیر کریدور شمال به جنوب قرار گرفته و از نظر مسافتی نیز با اصفهان فاصله ای ندارد، این گرانی غیرمنطقی و بعضاً تعامدی به نظر می رسد. دلیلی ندارد گوشت دو یا سه هزار تومان در هر کیلویی گران تر نسبت به اصفهان باشد و یا میوه و سایر اقلام. این گرانی موجب میشود ضمن بی اعتمادی شهروندان به بازار این شهر و کسب و کار آن، اکثراً خرید خود را با خرج هزینه ی زمانی و مسافتی در اصفهان تهیه نمایند. لذا پیشنهاد می شود بازارچه های هدفمند و مراکز خرید با نظارت دقیق بر آنها در سایر نواحی شهر ایجاد گشته و ضمن ایجاد دسترسی محلی در رقابت عرضه نیز حرکتی ایجاد کرد. این کار موجب دو حُسن است: یکی اینکه ضمن ارزانی و تعدیل قمیت ها از تمرکز گرایی در مرکز شهر که بازار اصلی در آن قرار گرفته، جلوگیری کرد. و دیگر اینکه معضل ترافیک و پارکینگ که در مرکز شهر به لحاظ تمرکز بازار در آن حادث شده، را مرتفع ساخت. توصیه اکید در این مرحله با وجود رشد جمعیت این شهر به مرز بالای یکصد و پنجاه هزار نفر، ایجاد میدان میوه و تره بار و اهتمام به توسعه و احیاء آن است. ضمن آنکه با توسعه مکانی و فضایی بنگاههای عمده فروشی خوار و بار و نظارت دقیق بر آنها می توان به این گرانی های سرسام آور خاتمه داد.

·        هدفمند بودن بازارها به متولی گری شهرداری و نظارت شورای شهر و بازارچه های اقلام خوراکی، پوشاک، خدماتی و اسباب و اثاثیه و غیره به این معنی است که واحدهای دولتی، شهرداری و یا تعاونی های مردم نهاد با سرمایه گذاری خود، این مراکز خرید را با شرایط ویژه مثلا بخشی از آن را به طور سهمیه ای معلوم به زنان سرپرست خانواده واگذار نمایند. یا با مدیریت صحیح، بخشی از آن به افراد تحت پوشش کمیته و بهزیستی واگذار شود. هدفمندی با حفظ این اولویت ها از تمرکز ثروت در دست عده ای خاص جلوگیری کرده و ضمناً موجب اشتغال می گردد. آیا نمی شود طبق ماده 5 بند سیاست های اشتغال زنان در منشور سند چشم انداز 1404 جمهوری اسلامی، با توجه به نیاز و ضرورتی که در این خصوص در این شهر احساس می شود، به طور مثال ما یک بازارچه مثلا میوه تره بار با مدیریت صرفاً بانوان خصوصا با شناسایی زنان سرپرست خانوار داشته باشیم؟ آیا نمی شود ما یک بازار مثلاً محصولات صنایع دستی و هنری با اولویت معلولین و اعضاء زیر مجموعه ی بهزیستی داشته باشیم؟ آن هم با ظرفیتی که امروزه از جامعه معلولین در تولید صنایع دستی و هنری سراغ داریم. این بازارچه ها نیز می توانند روزانه و یا شنبه بازار و یکشنبه بازار و غیره باشد و به تناوب با برنامه ای منسجم و هدفمند تغییر نماید. با کار جمعی و برنامه ی مدون می توان این بازارها و بازارچه ها را با توجه به اینکه جمعیت زیادی هر روزه خصوصا در ایام تعطیل و نوروز از کنار شهر ما می گذرند، با تبلیغات و ایجاد زمینه های تشویقی در ورودی های شهر در جذب توریسم داخلی خصوصا، فعال و پر ثمر نمود.

·        ایجاد بازارچه های عرضه محصولات غذایی-محلی و غیر بومی- و سایر اقلام مصرفی در مکانهایی با مطالعه در جذب مشتری و تردد آسان زیر نظارت اداره تعزیرات به صورتی که حق امتیاز برپایی فروشگاه را برای شهروند شاهین شهری مهیا نماید و نه اینکه از بازارهای شنبه بازار تا جمعه بازار خصوصا در خیابان سایت هفتاد درصد آن اختصاص داشته باشد به شهروندان غیر شاهین شهری که در آنجا بساط می کنند و عمدتا از شهرهای همجوار می آید. هدف ما از بین بردن فرصت شغلی ایشان نیست. اما باید مدیریت بشود که سهمیه ای از نظر مکان به ایشان داده شود و سهمیه ای هم به شهروند شاهین شهر، خصوصا کسانی که جویای شغل بوده و نه کسانی که فروشگاههایی در سطح شهر دارند و در آنجا هم افرادی را اجیر می کنند که برای آنها کار کنند.

·        تأسیس بازارچه های بانوان با محوریت بانوان سرپرست خانوار به طوری که مجوز لااقل یکساله برای تضمین شغلی بدیشان داده شود. بازارچه هایی بر اساس تنوع و تمایز شغلی. مثلا بازارچه های میوه و تره بار برای کنترل قیمتهای شاهین شهر با اصفهان، بازارچه پروتئین ها، بازارچه ی برنج و سایر اقلام غذایی و نیز.. و این به لحاظ کششی که در این شهر با محدودیت قدرت خرید شهروندان در این دوره رکود اقتصادی که دشمنان اسلام و نظام بر ما تحمیل کرده اند، وجود دارد.

·        در سند چشم انداز 1404 جمهوری اسلامی ایران، بند سیاست های اشتغال زنان طبق ماده 2، آمده است که اشتغال بانوان در مشاغل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و اداری از جمله شرایط و لوازم تحقق عدالت اجتماعی و تعالی جامعه است و باید به آن توجه ویژه شود. لذا در این شهر شورای شهر در مسیر استخدام ها بر مبنای این اولویت برای بانوان وظیفه ی خطیری بر دوش خود باید احساس کند.

·        در طرح و برنامه های اینجانب به اموری که بتواند از فرار سرمایه ولو در حد اندک جلوگیری کند، توجه ویژه ای شده است. به عنوان مثال راه اندازی یک جمعه بازار خرید و فروش اتوموبیل با توجه به استقبال ویژه شاهین شهری ها به نو به نو کردن و تعویض اتوموبیل های خود که بازار جمعه بازار اصفهان (امیرکبیر) و شهرهای حاشیه ی شاهین شهر را رونقی خاص بخشیده، لازم و ضروری می نماید.

·       ورزش

·        در خصوص مسئله ورزش نیز در دو حیطه کوتاه مدت و بلند مدت باید اندیشه ای کرد. در کوتاه مدت باید به واسطه حذف موانع حضور جوانان و سایر شهروندان در مراکز دولتی و ورزشگاهها از جمله هزینه ی ورودیها و اجاره بهای سالنهای ورزشی تجدید نظری اساسی شود. همچنین از بودجه های جاری شهر سهم بیشتری به حفظ و بهبود مراکز ورزشی از طریق هیأتهای ورزشی داده شود. واقعا دیدن محل تمرین قهرمانان جوان و نوجوان و پیشکسوت وزنه برداری در محل ورزشگاه ملت در شهری چون شاهین شهر باعث تأسف است.

·        عدم تکریم و تقدیر از ورزشکاران ملی و فراملی به عنوان نیروی بازدارنده پیشرفت ورزش باید به مسئولین گوشزد شود و در جهت اصلاح عاجل آن کوشش گردد. حمایت مادی و معنوی از ورزشکاران و قهرمانان رکن اساسی پایداری روحیه ورزش و تندرستی  و فخر آفرینی در این شهر است.

·        جلوگیری از ارائه ی مجوزهای بی رویه و غیر کارشناسی به باشگاههای خصوصی (خصوصا باشگاههای بدنسازی) بدون در نظر گرفتن مشخصه ها و مؤلفه های ضروری، معضلی است که موجب ایجاد رقابت ناسالم در این شهر شده است. نظارت بر این امر از طریق مدیریت تربیت بدنی، جزو برنامه های کاری شورا باید باشد.

·        تشویق و ترغیب شرکتهای خصوصی و مجتمع های صنعتی برای حمایت مالی از باشگاه های ورزشی با رایزنی با مسئولین زیربط.

·        چانه زنی با مسئولین ورزشی و باشگاههای مطرح اصفهان برای جذب بازیکنان و قهرمانان شهر در باشگاه های مطرح استان.

·        حمایت ویژه از ورزشهای همگانی و صبحگاهی با ارائه تسهیلات ویژه و حمایت خاص از متولیان مردمی

·       هنر

·        بخش هنر در این شهر فقیرترین و مظلوم ترین بخش است. با وجود اینکه بسیاری از تالارهای این شهر برای اجراهای موسیقی و برگزاری نمایشگاههای هنری تأسیس شده و در قالب کاربری هایی در این خصوص جذب بودجه کرده بودند، اما متأسفانه کمترین سهم را در این خصوص می برند. در بودجه های شهرداری کمترین بخش تخصیص بودجه هنر و هنرمندان است.  این قشر به لحاظ اینکه مدیریت روانی و روحی مدنیت و شهروندان را بر عهده دارد و لذا کم درآمدترین ها به حساب می آید آن هم در جایی که هزینه ای برای خرید محصولات هنری به توسط مردمش صورت نمی بندد، کم بضاعت ترین هاست. لذا مسئولین باید اهتمام ویژه ای به حمایت از هنر و هنرمندان نشان بدهند. این حمایت باید به گونه ای باشد که هنرمند از طریق هنر خویش کسب درآمد کند و نه اینکه خدایی نکرده از سر ترحم بدانها نگریسته شود. اتفاقا در این شهر با ظرفیتهای هنری موجود، شهر می تواند زمینه اشتغال و کسب درآمد از وجود این هنرمندان داشته باشد.

·        تجلیل از هنرمندان نام آور و بزرگداشت مقام ایشان میراثی است ماندگار که نهایتا یک شهر و یک تاریخ از آن بهره می برد. کوشش در این امر در خور شأن شهر بافرهنگ و سواد شاهین شهر است.

·        در جایی که ساکنین عمده ی آن قومیتها و زبانها متفاوت است و این عدم یکپارچگی می تواند تشتت زا باشد، در کنار مذهب و دین به عنوان عنصر یکپارچه کننده و وحدت بخش در مقوله جامعه شناسی، هنر است که قلبهای شهروندان این شهر را به هم پیوند زده و یکپارچگی بوجود می آورد. خدمت به هنر و هنرمندان می تواند از هر حیثی برای شهرمان مثمر ثمر باشد.

·       صنعت:

·        بخش صنعت در این شهر به عنوان شهری که در همان جایگاه خوابگاه بودنش مانده و همچنان به جمعیت آن افزوده می شود و این جمعیت تازه وارد دیگر همان استخدام شدگان شرکت نفت و ذوب آهن و غیره نیستند، بلکه افرادی هستند مهاجر و جویای کار که عمدتاً هم صنعتگران بیکار می باشند؛ بسیار فقیر می باشد. با توجه به اینکه این شهر از نظر رشد جمعیتی چشمگیر است و لذا دو شاهراه شمال و جنوب از شرق و غرب آن می گذرد، تؤأمان توان تبدیل شدن به یک شهر صنعتی ولو صنایع کوچک و خدماتی را دارد. تنها قطب صنعتی این شهر همان خیابان فرعی صنعتی در خیابان سعدی شمالی است. با مجموعه ای از مغازه ها و فضاهای خدماتی متکثر و پخش شده در شهر که هر کوچه و خیابانی در شهر چندتایی از آنها را در خود جای داده است. در بخش نخست و برنامه کوتاه مدت اینجانب مسائلی ضرب العجلی برای بهبود شرایط همان تنها قطب صنعتی و درآمدزایی شاهین شهر دیده شده است:

·        مشکلات فوری و رفع ضرب العجلی معضلاتی که کارگران و کارآفرینان خیابان صنعتی با آن دست به گریبانند:

·        رفع مشکل ترافیک که می توان به صورت مقطعی از زمینهای ضلع جنوبی خیابان صنعتی که مشرف بر خیابان شهید خرازی است برای این منظور استفاده کرد.

·        رفع معظل روشنایی

·        برطرف نمودن مشکل فاضلاب در زمان بارندگی

·        راهنمایی و رانندگی هیچگونه نظارتی برای ضمانت اجرایی یک طرفه بودن خیابان صنعتی اعمال نمی کند. بعضا تصادفاتی در این محدوده به زد و خوردهای شدید منجر شده است.

·        عدم وجود نماز خانه یا استراحتگاه موقتی

·        مشکل مالیات و دارایی و تفویض فرصت مقتضی پیش از اعمال جریمه

·        یا امکاناتی باید به همگان اعطا گردد یا اینکه باید امتیازات خاص مثلا تابلوهایی برخی مغازه ها که موجب تشدید مشکل ترافیک نیز شده، برداشته شود.

·        کوشش در جهت استقلال صنوف برای جلوگیری از اعمال نفوذ برخی در واگذاری جوازات کسب

بخش دوم: طرحهای بلندمدت: در این بخش بُعد ایده پردازی و خلاقیت شورای شهر به عنوان یک نهاد تصمیم گیر و تصمیم ساز مطرح است که در این بُعد می تواند زمینه ساز و بسترساز تحقق آرمانهای شهروندی در بلندمدت باشد.

·        نخستین گام در این خصوص جذب سرمایه گذار برای ایجاد و تأسیس یک خانه سالمندان با توجه به نیاز شهر از جهت رشد جمعیت کهنسال آن است.

·        جذب سرمایه گذار در بخشهای خصوصی برای تأسیس و راه اندازی باشگاههای ورزشی خصوصا در رشته فوتبال با توجه به ظرفیت ورزشکاران و علاقمندان و طرفداران بسیاری که در این شهر ساکنند.

·        اهتمام در تأسیس مجتمع های فرهنگی، ورزشی، تفریحی در شهرکهای تازه ساخت

·        توسعه ی فرهنگ ایثار و جهاد با حمایت از هیأتهای مذهبی ذی صلاح

·        حمایت از طرحهای تأسیس حسینیه های مذهبی با محوریت اقوام مختلف

·        حمایت از طرحهای توسعه انجمن های مردم نهاد و رونق فرهنگ نقد

·        حمایت از نشر به خصوص در حیطه ورزش، هنر و فرهنگ. همچنین حمایت و پیگیری از نشر ویژه نامه های مربوط به شاخصهای فرهنگی شهر برای انعکاس اخبار و رویدادها به عنوان مثال ویژه نامه تئاتر به جهت مقبولیت و معروفیت این حرفه در این شهر.

·        اهتمام بر فرهنگ تقسیم کار ویژه و تخصصی در شورا برای نظارت های ویژه چندگانه با تقسیم کار منسجم و پیگیرانه به توسط اعضاء شورا در ابعاد ورزشی، فرهنگی، بهداشت، آموزش، مسکن، مجوزها و پروانه ها، بازار (به طور کلی)...چرا که این جدیدت با تخصص هدفمند در این شورا وجود ندارد.

·        سمت و سوی بخشی به شورای شهر به جهت پژوهش و کار تخصصی جهت تبدیل آن به یک عنصر شهری خلاق و ایده ساز و نه صرفاً عنصری برای بله یا نه گفتن به لوایح و طرحهای صادره از شهرداری. هر چند که بنابر اصول قانون اساسی شورا می تواند حتی در حد یک نهاد تدوین کننده و اعلام کننده قانون و لوایح به مجلس خود را معرفی کند. قانون دست شورا را تا این حد باز می دارد، حال آنکه ممکن است خود افراد به جهت عدم تخصص، آن را تبدیل به نهادی منفعل کرده باشند که تنها باری بر دوش مدیریت شهری و نهادهای دولتی نهاده باشد.

·        اگر شورای شهر نمادی از سلایق و ذائقه های یک شهر می باشد برای خرج و هزینه کرد منابع مالی شهر متناسب با آن، باید ایده و طرح فراگیر در حیطه های مختلف وجود داشته باشد. هزینه های ساری و جاری در شهر باید ضمن اینکه بر مبنای لحاظ کردن اولویت فرهنگی و خرده فرهنگها باشد، در سویه و جهت فرهنگ به طور کلی گام بردارد. مثلا گسترش هنر و ورزش باید در این شهر با اولویت فرهنگ و حذف نگاه سودجویانه و درآمدزایی پیگیری گردد.

·        تدوین برنامه بلند مدت و چارچوبه پایداری برای اخذ مالیات و درآمدهای ناشی از منابع آلاینده هوا و فضای شاهین شهر همچون پالایشگاه و غیره که این هم بدون تیم کاری قوی با قدرت چانه زنی و توان دفاع در عرصه های مختلف میسر نمی گردد. شایسته شاهین شهر نیست که به زعم شهردار محترم جناب آقای نفری؛ پنج سال تمام نتوانسته باشد عوارض آلایندگی را از پالایشگاه بگیرد.

·        در جهت صرفه جویی و جلوگیری از هدر رفت منابع و دوباره کاری های بسیار به توسط سازمانها و ارگانهای خدمات رسان که بعضا موجب دوباره کاری ای با هزینه های چند صد میلیونی می گردد؛ باید با حرکت به سوی نهادینه کردن مدیریت واحد شهری یا مدیریت یکپارچه شهری از بروز این مشکلات جلوگیری کرد. (برای کسب آگاهی بیشتر در این خصوص مراجعه شود به سایت شخصی دکتر حسین ابراهیمی ناغانی shahin-shahr.blogfa.com )

·        در بخش دانشگاهی شاهین شهر به لحاظ اینکه از تمامی اقوام ایران در خود شهروند جای داده و همچنین نیروی جوان و تحصیلکرده ای که دارد، می تواند به یک قطب آموزشی با مرکزیت مجتمعهای دانشگاهی تبدیل گردد. با تمرکز بر تأسیس واحدهای مرتبط با این دانشگاهها خصوصا خوابگاههای دانشگاهی و توسعه ی رشته های دانشگاهی و نیز اخذ مجوز با رایزی با دانشگاههای مادر برای گرفتن دانشکده های و مجتمع های آموزشی دولتی می توان یکی دیگر از ظرفیتهای بالقوه این شهر را بالفعل نمود. از توان و ظرفیت دانشگاه مادر و قدیمی مالک اشتر و سابقه ی  آن که نشان دهنده وجود زمینه و بستر این کار است در بحث چانه زنی می توان بهره گرفت.

·        در بخش مدیریت شهری و شهرسازی باید اولویت را با یک برنامه جامع و مدون و کارشناسی شده بر ایجاد شهری با ایمنی پایدار نهاد. این امر در کنار وقایع و حوادث سالهای اخیر که مرتبط با زلزله های ویران کننده بوده است، سخت لازم می نماید.

·        در بخش هنر؛ این شهر هنر پرور و هنرمند خیز، سکونتگاه هنرمندان شناخته شده ی بسیاری است که چنانچه به ظرفیتهای ایشان توجه شود و شرایط و مکانهای مناسبی جهت عرضه داشت محصولات ایشان برپا گردد، توان آن را دارد که از حیث هنر در زمینه های مختلف، شهر شاهین شهر به یک بِرَند و نشان و علامت خاص و معتبر نشاندار گردد.

·        در بخش تردد و مسیرهای مواصلاتی به اصفهان و چندوچون آن باید اراده ای جمعی برای مصوب و تسریع در تأسیس خط واحد مترو شهری به اصفهان وجود داشته باشد، که این امری اجتناب ناپذیر است. حجم ترافیکی جاده تهران-کاشان به اصفهان نباید جاده مواصلاتی شاهین شهر به اصفهان باشد. حجم ترافیکی و خطرناکی آن به لحاظ عبور کامیونهای سنگین و نیز ظرفیت جمعیتی شاهین شهر می تواند مسئولین را متقاعد کند که خط متروی این شهر را به اصفهان مصوب و راه اندازی کنند.

·        در خصوص مسئله ی بهداشت و بیمارستانها، به جهت رشد شهری به صورت عرضی الاطرفین این شهر به گونه ای رشد یافته که مسافت مسکن های مهر تازه ساخت تا انتهای گلدیس به نزدیکی ده دوازده کیلومتر می رسد، لذا حرکت به سوی تأسیس بیمارستانی در جنوب شاهین شهر لازم به نظر می رسد.

·        بهره مندی از حقوق شهروندی در تمامی نقاط این شهر حق همه شهروندان است. کوشش در پیگیری و اهتمام به واگذاری خدمات هر چه سریعتر به شهرکهای تازه ساخت باید اولویت کاری کوتاه مدت و بلند مدت شورا و سایر نهادهای اجرایی باشد.

بحث اشتغال در برنامه دراز مدت:

·        شاهین شهر، شهر کم بضاعتی از جهت ظرفیتهای تولید اشتغال نیست. چه به لحاظ شهرکهای صنعتی متعدد در پیرامونش و چه به لحاظ موقعیت مکانی که در کنار دو شاه راه کریدور شمال و جنوب در دو سوی خود است. از حیث نیروی جوان تحصیل کرده نیز که سرآمد شهرهای ایران است. اما این ظرفیتهای بالقوه باید بر اساس مدیریت صحیح و واحد و نیز توانمندی مدیریت شهری هدایت شود. قدرت چانه زنی بالا در گرفتن امتیاز به نفع شهروندان از مقامات دولتی و استانی می تواند این ظرفیتها را بالقوه سازد. به طور مثال: یکی از اختیارات شورای عالی استانها که مجموعه ای از افراد شورای استان که چکیده ای از شورای شهرستان که خود عصاره ای از شورای شهر و روستا و ده و غیره است، طبق اصل یکصد و دوم از فصل هفتم قانون اساسی ﺷﻮراي ﻋﺎﻟﯽ اﺳﺘﺎﻧﻬﺎ ﺣﻖ دارد در ﺣﺪود وﻇﺎﯾﻒ ﺧﻮد ﻃﺮﺣﻬﺎﯾﯽ ﺗﻬﯿﻪ و ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً ﯾﺎ از ﻃﺮﯾﻖ دوﻟﺖ ﺑﻪ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮراي اﺳـﻼﻣﯽ ﭘﯿﺸـﻨﻬﺎد ﮐﻨـﺪ . اﯾـﻦ ﻃﺮﺣﻬـﺎ ﺑﺎﯾـﺪ در ﻣﺠﻠـﺲ ﻣـﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد ؛ و به تصویب برسد. با این حد اختیار آیا نمی شود طرحی را با این مضمون که در شهرهای همجوار قطبهای صنعتی که مصائب و مشکلات زیست محیطی شان متوجه آن شهروندان می گردد، درصدی را از نیروی استخدامی و جذب خود را به این شهرهای در معرض خطر قرار دهند؟ به درستی با یک تیم قوی مدیریتی با توان بالای چانه زنی در نهاد شورای شهر به طور قانونی می توان مثلا از پالایشگاه خواست که در هر دوره ی استخدامی در تمامی سطوحش؛ دو یا حتی یک درصد از نیروی استخدامی اش را از نیروهای شهر باسواد و تحصیلکرده شاهین شهر جذب کرده و این سهم را برای آنها قائل بشود. از دیگر بنگاههای تولید اشتغال نیز می توان چنین توقع بر حقی را داشت که در حاشیه شاهین شهر مصائب و مشکلات زیست محیطی عدیده ای را برای آن بوجود آورده اند. (جای تأسف دارد که به نقل از شهردار محترم، حدود پنج سال است که پالایشگاه عوارض آلایندگی را به شاهین شهر پرداخت نکرده است-برای کسب اطلاع بیشتر مراجعه شود به سایت shahin-shahr.blogfa.com)

·        در بخش صنعت با یک برنامه ی بلند مدت باید مجموعه ی بنگاههای صنعتی و (مجموعه ی خیابان صنعتی و سایر بنگاههای صنعتی-خدماتی موجود در شهر) به حاشیه شهر برده شود و با یک نظام شهرک سازی با کاربری صنعتی-خدماتی تمامی حرفه ها و صنایع را به شکل تفکیک شده در آن چیدمان کرده و ضمن تمرکزگرایی در این بخش و توسعه آن، در جهت ایجاد اشتغال جوانان کوشش شود. اگر این مسئله صورت پذیرد، دیگر نیاز نیست برای یک کار فنی اتوموبیل یک شهروند شاهین شهری ماشین خود را به دولت آباد یا گز یا اصفهان ببرد. ضمناً تمرکز سایر فنون و حرف در یک محل می توانند بر روی هم همپوشانی داشته باشند. از طرف دیگر این شهرک یا قطب صنعتی-خدماتی می تواند از طریق جاده و کریدور شمال به جنوب جذب مشتری کرده و لذا جذب سرمایه کند. از طرف دیگر با نظارت مستمر بر فروشگاههای خدماتی مرتبط با صنعت از حجم گرانی فزاینده قطعات در نسبت با اصفهان کاسته شود و این خود موجب اعتمادسازی بیشتر گردد.

·         در بخش توریسم و گردشگر که عمدتا از این دو جاده گذشته و وارد اصفهان و سایر شهرهای مرکزی و جنوبی ایران می شوند و بالعکس به شمال کشور بر می گردند؛ با تأسیس و واگذاری مراکز تفریحی،  و عرضه کننده سوغات و سایر اقلام مرتبط با آن ضمن سرویس دهی های متنوع دیگر، می توان در جذب توریست به درون شهر و معرفی بهتر شهر کوشید. بهترین گزینه برای این منظور می تواند همان زمینهای سمت ترمینال برون شهری در جاده گلستان شهد یا بخشهای غربی شهر باشد. بنابراین وجه اشتغالزایی از ظرفیتی که جاده شمال به مرکز و جنوب کشور که در حاشیه غربی و شرقی شاهین شهر در اختیار این شهر قرار می دهد، می تواند بسیار بالا باشد که با اتخاذ ایده های جدید و نو این ظرفیت بالقوه را بالفعل نمود. مورد دیگر در این زمینه رشد زمینه های توریسم، تفریحی و گردشگری با ایجاد بازارچه های فصلی محصولات صنایع دستی کشور در مسیر تردد شمال به جنوب خصوصا در فصول گردشگری و ایام نوروز می باشد. حمایت و تشویق ایجاد کارگاههای تعاونی آموزشی و تولید صنایع دستی به توسط مراکز فنی و حرفه ای و تعاونی هایی برای این منظور راهگشاست.انشاء الله

 


برچسب‌ها : طرحها و برنامه ها, شورای اسلامی شهر شاهین شهر, تغییر بزرگ, مدیریت شهری, برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت
حسين ابراهيمي   |   92/03/22  |  ساعت 0:21

 

نویسنده: دکتر حسین ابراهیمی ناغانی

حرفهای مشترک (1): رأی هر فرد مصداق هویت و هستی اوست

رأی هر فرد، به مثابه شاخص هویت اوست. چرا که رأی و نظر مصداق بارز شعور و آگاهی و سلیقه و خرّد فرد است. رأی هر شخصی نماینده الگوهای وجود و ذهنیت فرد است که با آن دست به قضاوت زده و حکم به انتخابی می دهد. چنانچه هویت یک فرد که به مثابه هستی اوست، فاقد اندیشه، آزادگی و عقلانیت باشد، به مثابه کالایی کم بها برچسبی ناچیز از قیمت می خورد و مافیای قدرت و پدرخوانده گان آزمند و متنعم آن را به یک دست چلوکباب در خوشبینانه ترین حالت خرید و فروش می کنند. مردمی که هویت خویش را به ثمن بَخس بفروشند شایسته نفرین ابدی اند،. به قول بزرگی: «اگر زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد برای این است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید».

اما ما مردم فهیم و با فرهنگ شاهین شهر به لطف و عنایت حضرت حق و با قدم نهادن در راه آزادگی و جوانمردی و حقیقت جویی این توطئه های ضد انسانی و ضد اسلامی را خنثی کرده و ضمن اهمیت به هویت خویش در کمال عقلانیت دست به انتخابی شایسته زده و در آن انتخاب، هویت خویش را که حکم به گزینش نیروهای فعال و جوان و تحصیلکرده و بی ادعا و دلسوز و با برنامه می دهد، صیانت کرده و عرضه می داریم. خصوصا جوانانی که مردانگی را از مولایشان علی (ع) الگو می گیرند و آزادگی را از آقا امام حسین (ع) به ارث برده اند.

 

 


 

حرفهای مشترک (2): خدمت یا خیانت؟

شورای شهر محل کسب تجربه نیست، بلکه محل هزینه کرد تجربه است. شایسته است کسانی در شورا حضور یابند که در حیطه ی تخصص خویش سرآمد و باتجربه بوده باشد. از این منظر باید افرادی انتخاب شوند که در شورای شهر به دنبال مسندی برای اعتلا بخشیدن به مرتبه و کسوت خویش نبوده بلکه از چنان جایگاه و مقام و تخصصی بهره ببرند که خودِ طراز شورای شهر و جایگاهش در مقابل مقام ایشان خُرد و کوچک بنماید. بنابراین الگووار باید در نهاد شورای شهر افرادی حاضر باشند که طرازشان از لحاظ تخصص مورد نیاز شورای شهر بسی بالا و رفیع باشد و نیز از نظر فردی با اتکاء به قدرت و توانمندی فردی خویش این مقام را قبلاً احراز کرده باشند. اگر غیر از این باشد نه تنها ایشان در شورای شهر از منزلت و طراز شورای شهر برای ترقی مقام خود استفاده می کنند، بلکه باری بر دوش شورا خواهند بود. بنابراین، این شورای شهر است که دارد به این افراد خدمت می کند و نه ایشان به شورا و مردم شهر.

پایگاه شورای شهر

پایگاه خُرد فرد غیر اصلح

پایگاه و طراز فرد اصلح

مصداق خدمت و ایثار

مصداق خیانت و خودخواهی

از این منظر شورای شهر از تمامی مسندهای دولتی که طرازش مشخص است و وابسته به افراد نیست، متفاوت می گردد. در یک شهر بافرهنگ و باسواد شورای شهر باید کسب رتبه و اعتبار از نام افراد شورا بگیرد و نه بالعکس شورای شهر، اعتبار و کسوت به نام افراد حقیر و کوچک بدهد. به تعبیری دیگر، برخی افراد به کرسی و صندلی هایی که بر آنها تکیه می دهند، اعتبار و ارزش می دهند و برخی دیگر از کرسی و صندلی ای که بر آن می نشینند کسب اعتبار می نمایند. الگوی زیر را بنگرید. کسی که از سطحی پائین تر از شورا به سطح شورا پای می گذارد، ترقی شخصی است و این ترقی به قیمت هزینه کرد شورا و مردم برای یک فرد و منافع شخصی است. لذا اینگونه همچون موجودی از تن شورا تغذیه می کند و برای خود جایگاهی دست و پا می کند. این فرد چه طرح و برنامه و ایده ی سازنده می تواند به بدنه و موقعیت شورا و شهر بدهد که از طراز و حد او فراتر است؟ بنابراین فرد اصلح از پایگاهی رفیع تر باید پای به پایگاه شورا بگذارد. تا اینگونه شورا و شهر از خدمات و وجود او بهره ببرد.

بحث «خدمت» و «خیانت» از این منظر: کسانی که ادعای خدمت کردن دارند و لذا بر دوششان تکلیف احساس می کنند، باید کسانی باشند که از نظر پایگان اجتماعی و فرهنگی و تخصصی، قوی تر و فزون تر از طرازی باشند که شورای شهر به طور کلی و طبیعی دارد. اگر این افراد یافت شدند، می توانند ادعا کنند که خدمت می کنند. اگر کسی از وجود و مقام خویش به نفع مردم مایه بگذارد می تواند ادعا کند که بر وی تکلیف شده. تکلیف این است که به کسی حجت شده که از توانمندی و ظرفیتش برای امور مسلمین هزینه شود. این مصداق تکلیف است و لذا ایثار. ایثار است از آن روی که از وجودش مایه می گذارد. نه کسی که از اموال و سرمایه مسلمین می خواهد برای خود و اطرافیانش هزینه کند. لذا چنانچه به هر قیمتی این پُست و موقعیت را بستانند، مصداق بارز خیانت است. اگر من و شما نیز بدون آگاهی از این فرمول و قاعده دست به انتخاب بزنیم نه تنها خدمت نکرده ایم که ما نیز در این خیانت به شهر و مملکت خویش سهیم بوده ایم.


 

حرفهای مشترک (3): در دومین شهر باسواد و با فرهنگ کشور، جایگاه باسوادها و بافرهنگها در مدیریت شهری و عرصه تصمیم گیری و تصمیم سازی کجاست؟

شاهین شهر را شهری با سواد و بافرهنگ می دانند که بحق طبق آمارهای رسمی نیز چنین است. جوانان با سواد و با فرهنگی که عمدتا تحصیلکردگان با امتیازات علمی بالای این مملکت هستند که از بودجه و سرمایه مملکت برای هر کدام تا رسیدن به مدارج علمی بالا، هزینه های کلان و سرسام آوری صرف شده است. برای یک تحصیلکرده ایرانی تا رسیدن به مقطع دکتری مبلغی بالغ بر نهصد میلیون تومان از سرمایه های این کشور برای کل دوران تحصیل وی هزینه می شود. این جوان بانشاط و باانگیزه و دارای تخصص با میل و علاقه برای خدمت و جبران هزینه ای که از جیب من و شما برای وی هزینه می شود، وارد عرصه کار و ایفای نقش اجتماعی می گردد. اما تأسف و افسوس که زیرساختارهای اجتماعی ای که من و شما در ترسیم آن دخالت داریم راه را برای ورود این نیروهای جوان و متخصص می بندد و در سرآغاز شکفتن با بغض و کینه و نفرت، سرخوردگی ایشان را موجب می شویم.  در شهر ما از این دست نیروهای جوان بسیار است.

سؤال اصلی ما این است که در دومین شهر باسواد و با فرهنگ کشور که همه مسئولین بدان می بالند و در کنار این نام به خود تفاخر می کنند، جایگاه با سوادها و با فرهنگها در مدیریت این شهر کجاست؟ کجاست جایگاهی که تخصصهای لازم در مدیریت این شهر را به دست تحصیلکردگان و نخبگان داده و تجربه پس دادگان کم بضاعت که داشته و نداشته شان را همگان دیده و آزموده ایم، لختی برای دمیدن روح تعهد و تخصص به توسط جوانان متعهد و با دانش به مدیریت این شهر رخصت بدهند.

امروز رأی من و تو و آزادگی و آگاهی در انتخاب من و تو می تواند این تابوی شوم و سنگین حاکمیت بلامنازع عده ای خاص و نشان دار را در هم بشکند و این امید را به بدنه باسواد و با تجربه شهر بدهد که ما در کنار ایشان هستیم. 

 

 

 


 

حرفهای مشترک (4): شورای شهر بهتر است که نهاد تولید کننده ی فکر باشد تا مصرف کننده و مجری افکار

آیا برنامه ها و عملکردهای رایج و مرسوم (روتین) شهرداری را باید به حساب شورای شهر گذاشت یا شهرداری یا هر دوی انها؟ مثلاً اگر یک شهر یکصدوپنجاه هزار نفری از یک ترمینال بین شهری بهرمند می گردد، باید آن را به نام کدام یک سند زد؟ غرض زیر سؤال بردن هیچ فرد یا گروه خاصی نیست. صحبت از یک تغییر اساسی و تغییر در نگرش است.

آیا وقتی می توان با شورایی قوی و متخصص، در فرایند تولید فکر و ایده برای تبدیل شهر به شهری با شاخصه ای خاص، نشان دار و بهره مند از ظرفیتهای تولید شغلی و اشتغالزایی گام نهاد، شورای شهر نباید متمرکز بر طرحهای کلانی گردد که ثمرات آن در طولانی مدت مثلا در جهت رفع بیکاری مؤثر افتد؟

در بسیاری موارد شهرداری ها پیشتر حتی در زمان نبود شوراهای شهر نیز در اجرای برنامه های سلسله مراتبی و مرسوم خود موفق بودند و عمدتا شورای شهر را ضمن عرضه ی نظارت هدفمند بر آن؛ در جهت مرتفع نمودن موانع و چانه زنی ها با مقامات و مسئولین رده بالا برای رفع موانع موجود بر راه پیشبرد منافع و مسائل شهری در کوتاه مدت و دراز مدت است. مثلاً اگر شورای شهر هم نباشد، شهرداری وظیفه دارد که برای شهری با گسترش حاضر یک ترمینال در خور شأن شهری با این ظرفیت و سرمایه یک ترمینال داشته باشد و یا خیابانهایش را تمیز کرده و پارکها را آب پاشی کند و سد معابر را برداشته و ترافیک را تسهیل دهد و بسیاری موارد دیگر.... اما شورای شهر اگر به بدنه دولت و نهادهای مردمی مرتبط با دولت اضافه می گردد صرفاً برای انجام این امور نیست. هدف شورای شهر ضمن نظارت؛ تولید ایده و عطف توجه به طرحها و برنامه هایی است که متفاوت با برنامه های جاری و مرسوم شهرداری باشد. شورای موفق شورایی است که از خدمات و برنامه هایی دفاع کند که مازاد توان و وظیفه ی شهرداری بوده باشد و نه به همان کارهایی تفاخر کرده و عملکرد شهرداری را که وظیفه اولیه و مرسوم و جاری وی بوده را به کارنامه ی خود اضافه کند. زیرا بالیدن به انجام امور روزمره و مرسوم و معمول محلی برای طرح و بالش و نازش نخواهد داشت.

حرفهای مشترک (5): بِرَند (brand=مارک، نشان، علامت، ویترین) شاهین شهر چیست؟

شهر ما را به چه نام و با چه بِرَندی می شناسند؟ این شهر به چه شاخصی زبانزد است؟ چه عنصر و شاخصه ی عینی و ملموسی دارد که در جهت خدمت به شهروندان بشود از آن دفاع کرد و بدان تفاخر نمود؟ آیا با سواد ترین و با فرهنگ ترین بودن اگر تنها به نامی خوش رنگ و لعاب مبدل شود (چرا که از این متغیر و امتیاز هیچ نتیجه ای حاصل نمی شود و حتی مدیران شهری آن نیز از جاهای دیگر با سواد و بهره ی علمی کمتری آورده می شوند)، سود و ارزشی برای شهروندان دارد؟ هر شهری که مسئولین و عرصه گردانهای آن بدان افتخار می کنند، شهری است که در شاخصه ای ملموس و عینی، برجسته شده باشد و زبانزده خاص و عام گردد و از این امتیاز کسب درآمد و جذب سرمایه و تولید ثروت بکند. مثلاً شهری در استان چهارمحال و بختیاری بنام بلداجی، با گز خود شهرت یافته و به مثابه یک بِرَند برای این شهر تولید ثروت می کند؛ یا مثلا در همین نزدیکی نجف آباد یا خمینی شهر به عنوان یک شهر دانشگاهی با اعتبار دانشگاه آزادش، دارای یک بِرَند است. یعنی با همین بِرَند رتبه دار بودن دانشگاهش به نوعی هم نام شهر را برجسته می کند و هم در حد خود تولید درآمد می کند و موجب ارزش افزوده می گردد. یا مثلا کاشان با فرش و دستبافته هایش یک بِرَند قابل اعتنا دارد. در کشور عزیزمان ایران مشابه این موارد بسیار است. شهری را با باشگاههای ورزشی می شناسند و شهری را با محصولات خاص صنایع دستی اش و شهری را با مثلا گیاهان دارویی یا عرقیجات یا هر چیز دیگری. اما شاهین شهر را به چه بِرَند و شاخصی می شناسند؟ نمود باسواد بودن و با فرهنگ بودن آن جز یک نام، چه می باشد؟ به صنعتش باید افتخار کرد؟ به باشگاههای ورزشی اش با وجود اینهمه قهرمان و ورزشکار باید فخر فروخت؟ به قطب پزشگی اش؟ به مجتمعهای دانشگاهی اش؟ به بعد توریسم و تولیدات صنایع دستی اش؟ به بازارش؟ به مجتمعها و گالری های هنری و موزه هایش؟ به بناهای تاریخی و نمادها و اِلِمانهای مدرن و شهری اش؟.. به چه باید آن را شناخت و افتخار کرد؟ بِرَند این شهر ثروتمند با درآمدهای کلانش چیست؟ چه شاخصی در آن مدیریت و بهره برداری شده است؟ تا مثلا بتوان به واسطه ی آن بالغ بر شش میلیون گردشگر نوروزی را که از کنار آن گذشته و به اصفهان و سایر شهرهای مرکزی و جنوبی می روند را لحظه ای به شهر کشاند و به بهانه ی آن کسب اعتبار و درآمد کرد.

اینک زمان آن رسیده که با نیل به تغییری بزرگ در مدیریت شهری؛ برای حرکت در مسیری متناسب با ظرفیتهای متعدد آن گام نهاد تا در آینده ای نزدیک این شهر بِرَند و شاخصی فراگیر و شناخته شده بیابد؛ آن هم با ظرفیتهای بسیار و سرشارش. انشاء الله


 

حرفهای مشترک (6): عدم احساس تعلق به شاهین شهر

اینکه اکثر شهروندان مهاجرنشین شاهین شهر که به نوعی سازندگان و پایه گذاران این شهر بوده و نیز زادگاه فرزندانشان هم همین شهر بوده است، نه خود و نه فرزندانشان، خود را شاهین شهری نمی دانند و احساس تعلق بدان ندارند، معضلی است که در دراز مدت موجب بروز مشکلات اجتماعی خواهد شد. این عدم تعلق خاطر ضمن بروز تنشهای روانی-رفتاری؛ به بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی و بی اخلاقی و بزهکاری ها دامن زده و شهروند این شهر را از هویت مدنی تهی می سازد. عامل اصلی این بی علقگی و بی تفاوتی نسبت به احساس شاهین شهری بودن به مثابه یک تهدید، عدم واگذاری نقش اجتماعی به اکثر این جماعتها و گروهها است. زیرا که خود را به مثابه مستأجری دو سه روزه فرض می کنند که به مثابه سخن حافظ «دلشان از وحشت زندان سکندر بگرفت» و همیشه در احساس «رفتن» و «اینجا نماندن» به سر می برند.

از نظر نقش اجتماعی هر شهروند در مدیریت شهری و لذا عرصه ی تصمیم گیری و تصمیم سازی، آن هم در نظامی که وجود شورای اسلامی شهر به عنوان نهاد ضمانت کننده ی حقوق شهروندی و نیز منعکس کننده ی عقاید و سلایق شهروندان در مدیریت شهری است؛ عدالت موجب بروز اعتماد به نفس، عزت و سربلندی، احساس مالکیت، تفیلی نبودن، احساس تعلق کردن و لذا احساس مسئولیت نشان دادن است. در چنین شرایطی است که شهروند احساس شهروندی کرده و از قِبَل آن شهر از تمامی جنبه ها سالم و سلامت است. در چنین شهری است که هر فردی حافظ امنیت، مسئول در مقابله با بزهکاری و نیز فردی با سلامت روانی است که به شهر و شهروندان دیگر سود می رساند.


 

حرفهای مشترک (7): شورای شهر نهادی مردم نهاد و اجتماعی و نه نهادی برای منازعات سیاسی

شورای شهر اگر بخواهد بر اساس شرح وظایف خود به عنوان یک نهاد اجتماعی عمل کند، باید به دور از هیاهو و جنجالها و اصطکاکهای جانبدارانه ی سیاسی عمل کند. به طور کلی شورای شهر محل تنشهای سیاسی و جزبی نیست، چرا که از نهادی که باید به نفع تمامی آحاد مردم هزینه گردد،؛ به حمایت حزب و تفکر و جریان سیاسی خاصی هزینه می گردد و این به دور از عدالت است. بنابراین افراد یا گروهی که بخواهند در جریان یارگیری از عناصر جزبی و تشکیلاتی همسوی خود بهره ببرند، از همین حالا احتمال بروز چنین آسیب هایی دیده می شود. به همین لحاظ ضمن توصیه به بزرگان و فعالان اجتماعی در جهت مقابله با چنین تفکری، به مردم فهیم آگاهی می دهیم که ترفندهای سیاسی مذکور را مدّ نظر داشته باشند.

اگر افرادی در جریان ممیزی و گزینشی از فیلترهای تیزبین هیأتهای نظارت و اجرایی می گذرند، به مثابه این است که همگی آنها دلسوز و تأیید شده این نظام می باشند، بنابراین برخورد جزبی و جناحی با شورای شهر، چه در ائتلاف ها و چه در مدیریت شورا، بر خلاف مصالح نظام و مملکت بوده و تنها فرصت سوزی برای آبادانی شهری است که به ایشان اعتماد کرده است.

توصيه مي شود به جاي افراد صرفا سياسي، افراد متخصص، كارآمد و كاردان و اهل فن وارد شورا شوند و جنبه كارآمدي بر جنبه سياسي غالب باشد. از مردم تقاضا مي شود كه به افرادي رأي دهند كه به امور مسلط باشند و بتوانند با ورودشان به شورا از حیث تخصص و حیطه کاری شان دسترسی به تیم های فکری و کادرهای قوی و متخصص داشته باشند.


 

حرفهای مشترک (8): ضرورت واگذاری یک کُرسی از کرسی های شورای شهر به تخصصی در زمینه زیباسازی و طراحی مبلمان شهری

یکی از اصلی ترین پایگان های شورای شهر در بحث مدیریت شهری، در تمامی دنیا، زیباسازی و مبلمان شهری است. اگر شورای شهر به عنوان نهادی نظارتی و ایده ساز برای پیشبرد برنامه های مردمی-شهری در تمامی عرصه ها مطرح می گردد؛ به طور قطع باید کرسی ای ثابت و همیشگی با تخصصی متناسب با زیباسازی و طراحی مبلمان و اِلِمانهای شهری در آن دیده شده باشد. همچنان که در معاونتها و سازمانهای شهرداری، معاونت و سازمانهایی که مرتبط با این مقوله هستند، بودجه های کلانی بدانها اختصاص می یابد، ولی شورای شهر شاهین شهر با توجه به حدود وظایف و اختیارات نظارتی بر عملکرد این معاونتها و سازمانها در هیچ دوره ای، دارای متخصصی در این زمینه نبوده است. امروزه با توجه به عدم وجود المانهای شهری خصوصا در میادین متعدد شاهین شهر و نیز مبلمان بسیار فقیر این شهر، ضرورت اختصاص دادن کرسی ای از کرسی های شورای شهر به متخصصی در این زمینه لازم و ضروری است. خصوصاً اینکه این دوره کرسی های شورای شهر از هفت به یازده رسیده است. چرا که طرح ایده های جدید در این زمینه چهره ی شهر را دگرگون کرده و برای این شهر در شکل نمادها و المانهای شهری، نام و نشانی در خور دست و پا خواهد کرد.


 

حرفهای مشترک (9): کمی تأمل و مقداری تعامل...!

شهروندان عزیز شاهین شهر، چنانچه دسته یا گروهی بدون در نظر گرفتن مصالح شهر و ضرورت تخصص طلبی و شایسته نگری و نیز عدم تکثرگرایی در تخصص محوری، برای احراز کرسی های شورای شهر، افرادی را از یک سِنخ واحد در دسته ی خویش گرد هم می آورند، چه پیامی دارد؟ تصور کنید جماعتی را که در آن تعدای با یک تخصص بخواهند مقدرات شهری با همه ی ابعاد و شئونات متنوع خویش را بدست بگیرند. آیا در چنین گروهها و دسته هایی شایسته سالاری و درک نیازمندیهای شهر کمی مورد اغماض واقع نمی گردد؟ و یا اینکه به نوعی به مثابه یکپارچگی برای اقتدار و احراز درجه و اعتبار و امتیاز برای یک قشر خاص تلقی نمی شود؟ آیا مدیریت یک شهر نزدیک به یکصدوپنجاه هزار نفریِ با فرهنگ و باسواد تنها نیاز به یک تخصص و سِنخ دارد؟ به نظر می آید که در چنین دسته هایی کمتر مسائل و اولویتهای مدنی و گونگونی ابعاد شهری و مسائل مختلف آن لحاظ می شود و تنها ملاک عمل ممکن است تجمیع اقتدار و قدرت برای گذشتن از موانع برای اثبات قلدرمآبانه ی یک طیف و سنخ خاص باشد که بیشترین هزینه و انرژی شورا و شهرداری بر آن متمرکز است. آیا این دسته و گروه کمی در داشتن صلاحیت بر نظارت و ایده سازی در مسائل بهداشتی و آموزشی و ورزشی و هنری و  غیره که مرتبط با تخصصشان نیست معطل نمی مانند ؟ و یا اینکه رفتارشان اینگونه تنها برای نظارت و پیشرد هدفمند مقاصد صنف گرایانه شان در حیطه ی..... تعبیر نمی شود؟ البته انشاء الله که اینگونه نباشد.

اگر اینگونه نمی شد، هم سایر دسته ها و گروهها از وجود ایشان به تناسب بهره مند می شدند و لذا اینگونه در تفکر عموم تعبیر نمی گردید که در تفکر ایشان شایسته سالاری تکثرگرایانه و گونگونی تخصص فدای تئوری قلدری و خود برتری ای می شود که ملاک عمل برایش تنها رسیدن به قدرت در مدیریت شهر به هر قیمتی است.

شایسته است دوستان بزرگوار که بعضاً تخصصی متناسب با نیازهای شورای شهر دارند با کمی تأمل و تعامل با سایر تخصصها در جهت در اختیار نهادن توانمندیهایشان در خدمت به مردم و شهروندان راه را بر این نعمت و ظرفیت نبسته و مردم را از وجود ارزشمندشان بی بهره نگذارند. انشاء الله

 

 

حرفهای مشترک (10): شورای شهر باید نهادی مولد و خلاق در جهت تولید طرح و برنامه باشد و نه نهادی منفعل

شورای شهر باید نهادی مولد از حیث برنامه و خلاق در جهت ارائه طرح و ایده در مسیر توسعه ی چشمگیر نیازهای شهری باشد و نه صرفا نهادی برای تأئید و یا رد لوایح صادره از شهرداری. از این منظر شورای شهر نهادی منفعل است که تنها باری بر دوش شهر بوده و معبری برای کُند کردن برنامه های توسعه ای دولت که از مصدر شهرداری و نهادهای دولتی دیگر صادر می گردد. طبق قانون (طبق اصل یکصد و سوم: استانداران، فرمانداران، بخشداران و سایر مقامات کشوری که از طرف دولت تعیین می شوند در حدود اختیارات شوراهاملزم به رعایت تصمیمات [ایده ها و طرحهای خلاقانه از منظر تولید فکر و ایده] آنها هستند)، شورای شهر می تواند ضمن نظارت دقیق بر عملکرد ارگانهای دولتی خصوصا شهرداری ها، خلاقانه برنامه های طولانی مدت و کوتاه مدت به عنوان بدیلهایی در جهت برنامه های شهرداری ارائه نماید. لذا شورای شهر به عنوان مغز متفکر هدایت کننده ی منابع و سرمایه های شهر در جهت ارتقاء ارزش و نیز تبدیل به احسن نمودن آن عمل نماید. در غیر اینصورت «شورای شهر» را باید «شوراي شهرداري» نامید. حال آنکه  نظارت بر عملکرد شهرداری در کنار ارائه طرح و برنامه برای اجرا، تنها يكي از وظايف متنوع و گوناگون شوراي شهر است.


 

حرفهای مشترک (11): اعتماد سازی بین مردم و مسئولین

شاهین شهر، شهری است مهاجر نشین که به لحاظ مسائل عدیده و عمدتاً تعامدی، این جمعیت مهاجر، ضمن عدم پذیرش تعلق خاطر شهروندی، در میان خود نیز دچار تفرقه اند. به نحویکه جمعیت مهاجر در رقابت با مردم شهرهای اطراف، امکان یک دیالوگ (گفتگوی) فرهنگی شهروندی را از خود سلب نموده است.

چنانچه این دیالوگ در میان شهروندان شکل گیرد، آنگاه مسئولین شهر بجای نگرش فعلی که اشتغال در پست های کنونی را مرحله ای آزمایش برای پرتاب شدن به پستهای بالاتر در استان، تلقی می نمایند و به سان یک مسافرِ ناظر به قضایای شهر می نگرند، خود را مقید و موظف به پاسخگویی مسئولانه و بهبود مسائل و مشکلات شهروندان دیده و در جهت گره گشایی از مشکلات بر می آیند. این تحمیل از طرف ادارات کل مستقر در اصفهان عمدتاً به سبب کم توانی متولیان این شهر در سطح چانه زنی و رایزنی های سیاسی اجتماعی و نیز عدم یکدستی و یکدلی در میان ایشان نیز می باشد.

شاهین شهر را دومین شهر باسواد و یکی از بافرهنگ ترین شهرهای ایران میدانند. آیا این شهر با سواد و با فرهنگ کشور، محل رشد و تولید یک مدیر نیست که اکثر مدیران ادارات خصوصا مدیران فرهنگی و اجتماعی آن از سایر شهرهای دیگر، به شهر و شهروندان تحمیل می شوند؟ این گونه رفتارهای تبعیض آمیز موجب رخوت و دلزدگی این مردم مهاجر در احساس تعلق به این شهر گشته و به لحاظ حاکمیت روحیه ی مستأجری، تمایلی به مشارکت اجتماعی نشان نمی دهند که در طولانی مدت موجب بروز تنشهای اجتماعی خواهد شد. عزت و احترام شهروندی و ایجاد علقه نسبت به محل و مکان زیست، کیفیتی است که متولیان و نهادهای دولتی و کشوری به موجب تصمیم گیری های خردمندانه می توانند در روح و کالبد جمعی اجتماع بدمند. انشاءالله

 


 

حرفهای مشترک (12): من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق

در تمامی ادوار پیشین شورای اسلامی شهر شاهین شهر، بودند افرادی خیّر و دلسوز که شهر متنعم و بهره مند از افکار و نیّت انسانی ایشان بوده است. این افراد هدفی جز خدمت به امور شهروندان و رضای درگاه حق تعالی نداشتند. چرا که خود را خادم مردم می دانستند و نه خادم دستگاهها و جریانات. امروزه خدمات ایشان در شهر مشهود بوده و از این رسانه سپاس خویش و سایر شهروندان شاهین شهر را نثار ایشان کرده و نوید می دهیم که همیشه مردم با نگاهی تیز و بینا سره را از ناسره تشخیص داده و بر کلیه امور واقف هستند.

اما متأسفانه بودند افرادی نیز که همیشه چوب به چرخ پیشرفت همه جانبه این شهر کرده و غیر مسئولانه در جهت ارتقاء اقتصادی خویش و سایر وابستگانشان کوشیده و دوره شورایی خویش را نه تنها در مسیر پیشرفت و اعتلای همه جانبه شهر نکوشیده اند؛ بلکه از سرمایه شهروندان شاهین شهری که در ید احتیار ایشان بوده، به نفع مقاصد شوم خویش بهره برده اند. اکنون این افراد همچنان خود را داعیه دار بزرگی و وکالت این شهروندان دانسته و در اشکال دیگر و نقابهای تازه تر دست به فریفتن مردم دین مدار و با آبرو و مخلص و با فرهنگ این شهر زده اند. لذا ضمن هشدار به نیرنگهای نخ نما شده ی ایشان، از افراد دلسوز و شاخصی که مردم ایشان را به عنوان افرادی خیّر و معتمد می شناسند استدعا داریم که دامن خویش را با همنشینی این افراد آلوده نساخته و همچنان در مسیر خدمت به خدا و خلق خدا ساعی و کوشا باشند.

 


برچسب‌ها : حرفهای مشترک, خرد جمعی, شعور اجتماعی, شهروند شاهین شهر, شاهین شهر
حسين ابراهيمي   |   92/03/12  |  ساعت 1:42

شاهین شهر؛ تاریخچه، جامعه شناسی، و مدیریت اجتماعی سیاسی آن

نویسنده: دکتر حسین ابراهیمی ناغانی

بخش دوم

 

با اجرایی شدن مسئله ی شورای شهر و روستا در سال1377 و برگزاری انتخابات اولین دوره، اعضاء شورای شهر در دور اول معرفی شد. اما عملکرد شورای دوره اول به گونه ای جریان یافت که در دوره های بعدی، فقط کسانی موفق به تجدید نمایندگی خود شدند که تکیه بر وابستگی قومی و دامن زدن به این مسائل داشتند و همین امر موجب شده که بر خلاف ظاهر مدرن شهر و مردم آن، در ایام انتخابات بازار تبلیغ مسائل قومی بسیار رساتر از مسائل شهروندی می شود. هیچکدام از این نمایندگان چه در دوره ی تبلیغات و چه در دوره ی انتخاب خویش یک برنامه ی جامع شهری جهت شناسایی و رفع مشکلات و بهبود مسائل شهر نداشته اند و اصولا هیچ تفاوت قابل شناسایی ای از سال هفتاد و هفت تا کنون و در پی ایجاد مسئله ی شوراهای شهری، مشاهده نمی شود به غیر از اینکه طی چند دوره ی گذشته، عده ای از نمایندگان و خانواده هایشان از فرش به عرش رسیده باشند و این امر متأسفانه مسئله ای عینی و گاه پذیرفته شده هم از طرف خود نمایندگان و مردم متصور شده و می شود؛ به نحوی که در هنگام انتخابات شوراها بسیاری کسان فقط با وعده به عده ای خاص از اطرافیان، شروع به فعالیت می نمایند و هیچ شهروندی از آنان انتظار برنامه داشتن را ندارد. اصولاً تو گویی که مردم هنوز به درک این مهم نرسیده اند که مسائل مرتبط با شهر، خاص خود شهروندان است و در همه جای دنیا، فارغ از مسائل سیاسی-اقتصادی، انتخابات مربوط به شهرها، بیشتر حول و حوش مسائل اجتماعی-فرهنگی شهروندان ساکن شهر می چرخد. یکی از معضلات بسیار اساسی اما مغفول مانده نزد شهروندان و مسئولین، مسئله ی محیط زیست اسفناک این شهر است. همجواری با قطب صنعتی مورچه خورت و پالایشگاه و صنایع وابسته به آن و نیروگاه اصفهان و موقعیت جغرافیایی این شهر و نیز مسیر مرسوم و همیشگی وزش باد از شرق به غرب که عمدتا از محل و مکان این صنایع و محلهای تولید آلودگی جوی به سمت آسمان شهر شاهین شهر می وزد، دامنه این آلودگی را بسیار گسترده تر از آنچه به ظاهر می نمایاند، کرده است؛ زیرا بسیاری از معضلات ناشی از آلودگی محیط زیست در دراز مدت آثار خویش را نمایان می سازد و هیچ آمار دقیقی مبتنی بر تحقیق آسیبهای هر ساله در این خصوص وجود ندارد که میزان مرگ و میر ناشی از این آلودگی ها در شهر تا چه اندازه بوده و همچنین آمار بیماران مرتبط با این موضوع در چه شمار تقویم شده اند.

عدم وجود فضای سبز با توجه به گسترش طولی شهر که اتفاقاً به موازات این منابع تولید کننده آلودگی نیز میباشد، فقر فضای تنفسی را با توجه به کانونهای آلوده کننده، در نگاه اول مشخص می کند و مهمتر آنکه معلوم نیست شورای شهر و مسئولین مرتبط با این امر در قبال این کانونهای تولید کننده ی آلودگی، چه اندازه تلاش کرده اند و مضافاً درآمدها از این کارخانجات و قطب های صنعتی و هزینه ها و خسارات دریافتی در ارتباط با آنها، جهت رفع و یا جبران این معضل یا ترمیم فضای آنها یا فضای سبز به چه میزان بوده است. بنابراین نوع زیست و معیشت در این شهر که خواه از سر ناگزیری و به واسطه ی فقر بوده باشد و یا به لحاظ ناآگاهی از معضلات آن، ایجاب می نماید که  فراتر از مسائل قومیتی و خانوادگی و دامن زدن به این مسائل جهت آگاهی بخشی به مسئله ی شهروندی و گستره ی آن، شهروندان را آگاه نموده و با ارتقاء بخشیدن به این آگاهی،  آنها را به تفکر در ورای مسائل قومی واداشت.

یکی دیگر از مشکلات مردم این شهر، هزینه گرانی است که به واسطه ی سکونت در اینجا می پردازند و هیچ گاه مورد توجه قرار نگرفته است. از نرخ تاکسی و مینی بوس جهت جابجای گرفته تا گرانفروشی واحدهای کسب و کار، انگار فاصله ی بیست کیلومتری این شهر با شهر بزرگی چون اصفهان، معادل دویست کیلومتر یا بیشتر از آن باشد که موجب شده فروشندگان این شهرستان، درصد بالایی را بر روی اجناس خود بکشند. چنانچه تحقیقی در خصوص قیمتهای اجناس گوناگون و تفاوتشان در میان اصفهان و شاهین شهر صورت گیرد، آنوقت به عمق فاجعه پی خواهیم برد. فی المثل چنانچه کالایی از تهران و یا سایر مراکز اقتصادی به اصفهان وارد شود، نبایستی تفاوت قیمتی این کالا در اصفهان و شاهین شهر وجود داشته باشد، اما این تفاوت و تبعیض وجود دارد. به راستی چرا؟ آیا کسانی از این افزایش قیمت که احتمالا موجب سود بیشتری برای ایشان است، بهره ی خاصی می برند و چنانچه از سر کاهلی در مطالبه شهروندان در این خصوص؛ بنابر قدرت حمایت کننده از این جریانات، به عادت و سنتی دیرپا تبدیل شده است؟

انگار که فروشندگان شاهین شهر بر خلاف سایر شهرها، تمامی اجناس خود را از اصفهان خریداری می نمایند که خریدار شاهین شهری مجبور باشد، کالا را با درصد بالاتری از شهروندان اصفهانی خریداری نماید و این مسئله حتی بالاتر از درصدی است که فی المثل در میان محلات دور از مرکز تهران با بازار اصلی تهران وجود دارد. جالب اینکه بسیاری از این کالاها که فروشندگان شاهین شهری از اصفهان تهیه می کنند از مسیر شمال به جنوب از کنار شاهین شهر عبور داده و به اصفهان می رود. لذا از حیث تقدم شاهین شهری ها در ظاهر می توانند زودتر این کالا را از حیث مسافت کمتر نسبت به اصفهان در اختیار داشته باشند اما اینچنین نیست و به مثابه لقمه ای که دور سر می چرخانیم عمل می شود. طرح برنامه ای برای رفع این معضل در برنامه های کابردی اینجانب به عنوان کاندید شورای شهر شاهین شهر در مرحله ی تبلیغات و ارائه برنامه کاری ارائه خواهد شد.

یک مسئله ی مهم دیگر اینکه بر خلاف شیوه و عرف رایج در ایران کنونی که وابستگی شهری باعث می شود میزان نفوذ و لابی گری مقامات و مسئولین یک شهر در مرکز استان و یا مرکز استان در پایتخت نمایان شود اما این مسئله و عرف رایج در خصوص شاهین شهر مصداق نیافته زیرا هیچ کس در اینجا خود را شاهین شهری نمی داند و اگر کسی فی المثل زادگاهش گز یا گرگاب و میمه یا دولت آباد باشد و دستی در اداره ی امور استان یا کشور داشته باشد همه ی نیروی تأثیر و لابی گری اش متوجه زادگاه خویش می شود و نه شاهین شهر به عنوان مرکزیت شاهین شهر. همین مسئله به ظاهر نادیدنی در بسیاری از موارد باعث ایجاد مشکلات بسیاری برای شهروندان می شود، چون بر خلاف سایر شهرها که افراد هویت خویش را از آن گرفته و می گیرند، در اینجا کسی هویت خود را از شاهین شهر نمی داند تا بلکه بنابر همان وابستگی و تعلق، اقدام مؤثری در جهت افزایش بودجه در رفع تنگناهای آن بردارد. در خصوص اماکن مذهبی، تفریحی- فرهنگی با توجه به مقوله ی تأسیس شهرک و سپس ارتقاء آن به شهر، در بدو امر پیش بینی احداث مساجد و حسینیه ها در دوران قبل از انقلاب منحصر به یک یا دو مسجد بود اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و همپای گسترش شهرک و افزایش جمعیت، احداث مساجد و مضافاً حسینیه ها رونق گرفت. گفتنی است هیأتهای مذهبی-قومی نیز در ایام عزاداری به شدت فعال هستند و بررسی ساختار این هیأتها و ارتباطشان با کُلُنی های مهاجر و اقوام گوناگون، نشان دهنده ی اختلافات فرهنگی مذهبی همچون سایر شهرهای مهاجرپذیر است. با این تفاوت که اکثریت مطلق ساکنین کنونی شاهین شهر شیعه مذهب اند و گاه به لحاظ قومی نیز از یک تبار محسوب می شوند، اما ویژگی جغرافیایی موطن اولیه هر کلنی، باعث شده تا به لحاظ فرهنگی دارای تفاوتهای بسیاری باشند.

این مسئله در خصوص بختیاری های مهاجر خوزستانی، چهارمحالی و فریدنی به نحو چشمگیری بارز است و تنها حسینیه و مسجد بختیاری ها توسط کلنی فریدنی ها و چهارمحالی ها احداث گردیده و اکثر مراسم مربوط به بختیاری ها در آن صورت می گیرد. این تکثر فرهنگی شاهین شهر را به شهری هفتادو ملت به تعبیر بسیاری تبدیل کرده که چنانچه به لحاظ فرهنگ بومی محترم شمرده شود و با مدیریت صحیح و در چارچوب شفرهنگ شهروندی واحد تعریف گردد؛ می توان به مثابه پویایی و زنده بودن مردمان این شهر از لحاظ فرهنگی نگریسته شود. از نظر مردم شناسی این امتیازی است در جهت کثرت فرهنگ بومی و با مدیریت واحد فرهنگی در جهت اعتلای فرهنگ ملی-اسلامی. چرا که نهایتاً در یک دین و مذهب خلاصه شده و هر کسی به زبان خویش و رسوم خویش در رنگها و درخششهای ملون و چندفرهنگی بدان روی می نهد. این امر می تواند به طور مثال از حیث تولید صنایع فرهنگی و در بُعد صنعت مثلاً صنایع دستی آن در جهت تولید اشتغال بر مدار جذب توریست، حائز اهمیت باشد. در چنین شهرها و جوامعی است که چنانچه بر مدار و ریتم فرهنگی خویش مدیریت گردد، چندفرهنگی می تواند به تعاملی زنده و پویا چه در مناسبات انسانی و چه در جهت انعکاس ابعاد فرهنگی کشور عزیزمان مؤثر افتد. چنانچه مدیریت همه جانبه ای بر این ناهمگونی فرهنگی نشود، منجر به تشتت و مرزبندی های نژادی شده و از یک فرصت بکر به تهدیدی مخرب تبدیل می گردد.

از جنبه ی دیگری مسئله ی زیست مهاجرین خصوصاً خوزستانی ها طی یک سده یا قرن با فرهنگ مسلط بر ساختار شرکت نفت که تا حدودی تحت تأثیر انگلیسی ها بوده و مضافاً قطبهای صنعتی ای همچون فولاد و نورد و پتروشیمی باعث شده تا به لحاظ مدرنیسم فرهنگی، این مهاجرین با حفظ همان ویژگی های فرهنگی ای که در خوزستان واجد آن بوده اند، از جنبه های رفتار اجتماعی نیز با بقیه ی ساکنین شاهین شهر دارای تفاوت هستند. من جمله  به لحاظ نوع پوشش، گفتار، علاقه به کار صنعتی، عدم ورود به بازار سرمایه و خلاصه آنچه که در یک محیط صنعتی خصوصاً متعلقات کارگری ولو آنکه خود جزء طبقه ی متوسط جامعه محسوب شوند، در آنها مشهود است. برعکس مهاجرین فریدنی که اکثراً در بازار سرمایه اشتغال یافته اند، آنان با اشتغال در پروژه های اقماری- البته به غیر از آنها که در شرکت نفت و پتروشیمی اشتغال دارند؛ خود را اینگونه عرضه کرده اند. این معیارها نیز بر چندگانگی فرهنگی مردمان شاهین شهر می افزاید. لذا چنانچه در مدیریت کلان انسانی، بر طبل تفرقه و تبعیض و برتری جویی عده ای کوفته شود، بادی است که به شعله دمیده می شود.

آنچه که در طی سالیان به صورت ویژگی اصلی این شهر درآمده و در فوق نیز اشاره ی کم رنگی بدان شده است، یگانه بودن این شهر و تفاوت اساسی و ساختاری آن با سایر شهرهای استان است که از قدیم الایام به صورت شهر یا ده محل سکونت اقوام خاص بوده و در طی پروسه ی صنعتی شدن با حفظ ویژگی های سنتی خویش،  تداوم حیات داده اند. اما این شهر در روند گسترش و پیشرفت با توجه به ویژگیهای خاص خویش، همچون سایر شهرهای مهاجرنشین غرق در مشکلات بسیاری است که به لحاظ اخلاقی-روانی، در زمینه های مربوط به جرم و جنایت و مواد مخدر و خلاصه آنچه انحرافات اجتماعی است؛ به نحو چشمگیری، قابل مشاهده است و متأسفانه برنامه هایی که توسط مسئولین استان طرح و اجرا می گردند هیچ یک با درنظر گرفتن ویژگیهای این شهر طراحی نشده اند و همین امر باعث شده تا این شهر برخلاف اینکه به نام مرکز شهرستان معرفی می شود حتی به لحاظ ساختار شهری نیز، همچنان در قد و قواره ی یک شهرک به نظر آید. کمبود بسیاری از ادارات و ارگانها که شهروندان را مجبور می سازد برای رفع مشکلات اداری خویش عازم مرکز استان شوند، ناشی از همین مسئله است.

اصولاً پهنای شهرستان از حد فاصل میمه تا دولت آباد که بالغ بر صد کیلومتر است خود معضلی اساسی است و صرف نظر از آن رقابت میان بخشهای مختلف آن همچون گز، میمه و دولت آباد و این اواخر گرگاب که هریک دارای بخشداری جداگانه اند و میزان نفوذ و لابی افراد وابسته به این بخشها در مقابل اکثریت جمعیت شهرستان که ساکن شاهین شهرند اما به نسبت جمعیت شهروند سنتی و حتی قومی؛ سهمی در سلسله هرم اداری شهرستان ندارند. گویا یکی از عوامل اساسی عدم پیشرفت شاهین شهر با توجه به مرکزیت آن است و همان اصطلاح عرضی الاطرفین بودن در میان بخشهای قدرتمند رقیب انگار فقط از مرکزیت داشتن، منحصر به همان نام مرکز بودن است و لاغیر.

به لحاظ ورزشی نیز با همه ی ظرفیتی که جوانان این شهر دارند، عدم وجود ساختارهای کاری و تشکیلاتی از قبیل کمبود امکان ورزشی و باشگاههایی که بتوانند در جذب این جوانان کوشا باشند باعث شده اساساً شاهین شهر نه به عنوان یک شهر ورزشی بلکه گویی محله ای از شهر اصفهان به حساب آید و این مسئله با توجه به اکثریت ساکنین خوزستانی این شهر و علاقه ی بی حد و حصرشان به فوتبال جای شگفتی دارد که چرا این شهر نتوانسته حتی یک باشگاه خاص فوتبال داشته باشد. آمارها نشان می دهد که تک چهره های ورزشی که حتی مقام قاره ای را به ارمغان آورده اند نشان از پتانسیل ورزشی در این شهر دارد اما معضلاتی که در زمینه ی ورزشی هم همچون سایر بخشها در این شهر وجود دارد مانع از شکفتگی ورزش شده است. اگر مسئولین از زحمات و خدمات خویش در هر بخشی دفاع کنند، انصافا با دیدن زمین چمن ورزشگاه خیابان بهداری (ملت) و سالن تمرین وزنه برداری آن (به عنوان نمونه)، جایز نیست که در این خصوص کلامی مانور داده عرض اندذامی کنند. فقر شدید در امکانات ورزشی این شهر به نحوی چشمگیر خودنمایی می کند.

یکی دیگر از مسائلی که به ظاهر و در بدو امر، باعث می شود ذهن انسان راجع بدان بیاندیشد، پراکندگی جغرافیایی شاهین شهر است. شهرک اولیه که منحصر به چند خیابان و محله بوده با گسترش کمی مواجه شده و در عوض شهرکهای دیگری همچون گلدیس، هشت بهشت، پردیس، ردانی و میلاد با فاصله ای چشمگیر بدون آنکه به لحاظ زمین و موقعیت جغرافیایی آن مانعی در راه گسترش افقی شهر باشد ایجاد شده اند و این مسئله براستی معلوم نیست که از کدام سیاسیت شهرسازی برخاسته است؟

این شهرکها با توجه به دوری ساختشان از مرکز شهر یعنی همان تک خیابان فردوسی که موجب عدم دسترسی ساکنین آن به بازار اصلی شهر شده، مشکلات بسیاری را برای شهروندان رقم زده است. درست است که علی الظاهر هر یک از این شهرکها دارای بازارچه ی کوچکی هستند اما به لحاظ تأمین مایحتاج زندگی حتی در حد خورد و خوراک نیز مضایق فراوانی برای مردم بوجود می آوردند، چه رسد به سایر کالاها که آنها را مجبور میسازد با طی این مسافت و هزینه ی گران تاکسی-با توجه به کمبود سرویسهای اتوبوس- وقت و هزینه ی بسیاری را متحمل شوند. به هر حال ساختار شاهین شهر مجموعه ی چند شهرک جدا از هم است که این مسئله معضلات بسیاری را بر مردم تحمیل می نماید و اولین برنامه برای رفع مشکلات ساختاری آن، بایستی در جهت رفع این گرفتاری به نحوی که از حالت فعلی درآمده و به صورت یک شهر یکپارچه درآید تا بتوان در مراحل بعدی برنامه ای جامع برای آن تدوین کرد. انشاء الله


برچسب‌ها : کارکرد شورای شهر, خانواده گرایی, همجواری با قطبهای صنعتی, آلایندگی هوا, گرانی
حسين ابراهيمي   |   92/03/12  |  ساعت 1:21

مقصر اصلی در عدم دفاع از حقوق شهروندان شاهین شهر در اخذ مالیات از پالایشگاه و دیگر منابع تولید آلاینده های هوای شاهین شهر کیست؟

نویسنده: دکتر حسین ابراهیمی ناغانی

شهردار محترم شاهین شهر در مطلبی که در سایت شهرداری شاهین شهر قید شده بود، ذکر کردند که پالایشگاه شاهین شهر 5 سال است که عوارض آلایندگی به شاهین شهر پرداخت نکرده است. سوال اینجاست که چه نهادها و ارگانها و افرادی در این کوتاهی گرفتن حق مردم سهم داشته و یا اصلا توانی برای چانه زنی در این خصوص را ندارند. ضمن احترام به جایگاه همه ی برادران و خواهران عضو شورا، باید گفت یکی از این ارگانها و نهادها نهاد شورای شهر است که یکی از وظایف اصلی آن صیانت از حقوق شهروندان و چانه زنی برای اخذ این حقوق حقه است. از آنجایی که در شش سال گذشته شورای شهر شاهین شهر هیچ فردی را در شورای استان و به طبع در شورای عالی استانها ندارد، تریبونی نیز بدین واسطه برای اعاده ی این حق تضییع شده هم در دسترس نیست. این عدم دسترسی به شورای استان و شورای عالی استان به توسط اعضاء شورای شهر شاهین شهر را چگونه باید تفسیر کرد، در حالیکه از شهرها و روستاهای این استان در شورای استان نماینده وجود دارد؟ به طور قطع برای مسائلی از این قبیل که جنگ بر اخذ مطالبات ببین شهری از یک منبع مشترک است، باید تیم قوی با توان چانه زنی و رایزنی در رده های بالای مملکتی وجود داشته باشد تا بتواند از حقوق مردم دفاع کند.

مطلب زیر عین مقاله مذکور در سایت شهرداری شاهین شهر می باشد، به نقل از شهردار محترم شاهین شهر:

پالایشگاه اصفهان ۵ سال عوارض آلایندگی نداده
شهردار شاهین‌شهر گفت: ورود آلاینده‌ها بزرگ‌ترین چالش شاهین‌شهر است و این در حالی است که پالایشگاه اصفهان پنج سال است که عوارض خود را به شهرداری شاهین شهر پرداخت نکرده است.

وی چالش بزرگ شهر شاهین‌شهر را آلاینده‌هایی که توسط پالایشگاه و نیروگاه شهید محمد منتظری به هوای این شهر وارد می‌شوند ، دانست و افزود: روزانه آلاینده فراوانی وارد  فضای  شاهین شهر می شود و با این حال، پنج سال است که پالایشگاه  اصفهان عوارض آلایندگی هوا  را به شهرداری پرداخت نکرده است.

منبع: http://www.shaahinshahr.com/?ModuleId=2666&id=15556

 

 

 


برچسب‌ها : شورای شهر, پالایشگاه, عوارض آلایندگی, مقصر, عدم توان بالا در چانه زنی
حسين ابراهيمي   |   92/03/08  |  ساعت 13:33

مدیریت واحد شهری یا مدیریت یکپارچه شهری

در ماده 136قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور آمده است که:

-به دولت اجازه داده مي شود باتوجه به تواناييهاي شهرداريها، آن گروه از تصديهاي مربوط به دستگاههاي اجرائي در رابطه با مديريت شهري را که ضروري تشخيص مي دهد، براساس پيشنهاد مشترک وزارت کشور و سازمان امور اداري و استخدامي کشور همراه با منابع تأمين اعتبار ذيربط به شهرداريها واگذار کند.

همچنین در برنامه پنجم  درماده173 در قالب مدیریت هماهنگ شهری می خوانیم:

دولت مجاز است در طول برنامه نسبت به تهيه برنامه جامع مديريت شهري به ‌منظوردستيابي به ساختار مناسب و مديريت هماهنگ و يكپارچه شهري در محدوده و حريم شهرها، با رويكرد تحقق توسعة پايدار شهرها، تمركز مديريت از طريق واگذاري وظايف و تصديهاي دستگاههاي دولتي به بخشهاي خصوصي و تعاوني و شهرداريها، بازنگري و به‌روزرساني قوانين و مقررات شهرداريها و ارتقاء جايگاه شهرداريها واتحاديه آنها اقدام قانوني به‌عمل‌آورد.

برداشت از قوانین برنامه سوم و چهارم توسعه، مدیریت واحد شهری بوده است و لیکن متاسفانه مقاومت تعدادی از  دستگاه های اجرایی و آماده نبودن زیر ساختهای لازم در شهرداری ها برای تحقق مدیریت واحدشهری و عوامل دیگر مانع از تحقق این برنامه ها شد، به همین دلیل در برنامه پنجم ماده 173 جایگزین و به جای مطرح کردن مدیریت واحد شهری  بحث "مدیریت هماهنگ شهری" گنجانده شد. در اینجا نخست به مبحثی در خصوص مدیریت واحد شهری پرداخته و سپس به مبحث تکمیلی در خصوص مدیریت یکپارچه شهری در این زمینه اشاره خواهیم کرد.

مدیریت واحد شهری یا مدیریت واحدهای شهری؟!

مدیریت واحد شهری اصطلاح و فرایندی است که نه تنها در سال های اخیر بلکه از دهه های پیش با توجه به مشکلاتی که بر اساس قوانین و ساختار سازمانی امور شهری در شهر به وجود آمده مطرح و مورد توجه زمامداران بوده و هست و مصداق آن همین بس، که مسایل و مشکلاتی گریبانگیر شهروندان شده است!

هدف اصل درخصوص مدیریت واحد شهری اییجاد هماهنگ در فعالیت ها اجرا و شهر مابین نهادهایی اجرایی و جلوگیری از دوباره کاری ، اسراف، سردرگمی و ... است. در واقع تجربه فعالیت چندسالِ گذشته شوراها و به تبع آن شهرداریها، مشخص شد که شهر را نمیتوان با قوانین و ساختار سازمان موجود اداره کرد. در واقع بسیاری که معتقد بودند با تشکیل شوراها بسیاری از مشکلات شهری برطرف میشود به این نکته واقف شدند که حل مشکلات به وسیله ی شوراها و شهردار غیرممکن است چرا که شوراها و شهردار یها برای انجام کوچک ترین فعالیت ها و عمل کردن مصوبات نیازمند همکاری بسیاری از سازمان ها و نهادهای دیگر هستند که در صورت مخالفت و عدم همکاری به معنای واقعی میتوان گفت کار شهرداری مختل و به تبع آن موجب ایراد خسارت به شهروندان میشود. در نظر بگیرید مجوز ساخت یک واحد مسکونی یا تجاری که از شهرداری صادر می شود باید برای انشعاب آب از شرکت آب و فاضلاب، برای اشتراک برق از اداره برق، نصب کنتور گاز از شرکت گاز و صدور پایان کار از شهرداری و بسیاری موارد دیگر از ادارات تابعه مجــوز بگیرد تا مشمول خدمات شهری باشد.

كارشناسان شهر معتقدند حل ریشه ای این معضل كه سالانه موجب هدر رفت میلیاردها تومان بیت المال می شود، سپردن شهر به یك مدیریت است. از این رو بحث مدیریت واحد شهری و نقش آن در ابعاد مختلف زندگی شهری از بحث های مهمی است که می تواند ما را در رسیدن به یک توسعه موزون و پایدار یاری رساند.

شهر به مثابه ی سیستم یکپارچه ای است که باید مدیریت آن نیز یکپارچه باشد و در اینجا می توان از اصطلاح مدیریت یکپارچه ی شهری Integrated Urban Management نیز استفاده کرد چرا که در وهله ی اول شهرها دارای هویت واحد و یکپارچه اند؛ از سوی دیگر با توجه به اینکه در حال حاضر هزینه های بالایی به دلیل عدم هماهنگی نهادها و دستگاه های مختلف در مورد فعالیت های مختلف به خصوص در سطح اجرایی صرف می شود و هر ارگان بر اساس برنامه و نیاز خود به شکل سلیقه ای در شهر فعالیت می کند، مدیریت واحد باعث یکپارچگی و انسجام مدیریت در شهر شده، سپس مدیریت واحد، صرفه جویی در هزینه های شهری را به دنبال دارد.

شناخت واقعی شیوه مدیریت واحد شهری به دلیل این که در کشور سابقه ای در این خصوص نداریم و مسئولان کشور، استان ها و کلان شهرها دچار آزمون و خطا و اشتباهات ناشی از آن نشوند، باید پیش از هر کاری در این زمینه، شناخت کافی به وجود آید. از این رو می توان قالب آن را چنین طراحی کرد:

1- تبیین علمی: سازمان ها و نهادهای خدمات دهنده ی شهر باید داده ها و امکانات فنی خود را در اختیار این نهاد منسجم قرار داهند تا زیر ساخت های فنی بر اساس آن تشکیل شود.

2- الگوی جهانی: در این زمینه باید از شهرهای موفق و نمونه که در مدیریت واحد شهری سابقه ای دیرینه دارند به جهت جلوگیری از مشکلات بعدی و دوباره کاری استفاده و الگو برداری شود.

3- مرکز تصیم گیری و اجرایی: شهر موجودی است زنده که دایم در حال رشد است؛ از این رو نیاز به مرکزی جهت مدیریت آن دارد تا از این طریق بتواند برای شهر برنامه ریزی نماید. لذا شرایط باید به گونه ای فراهم شود تا سازمانی به شکل ثابت پذیرای مسوولیت آن باشد. بر این اساس، بخش های عمرانی شهر در یک مرکز و به صورت منسجم برنامه ریزی شده و به مرحله اجرا در خواهند آمد و دیگر شاهد این نخواهیم بود که امروز شهرداری بیاید جایی را آسفالت کند و فردا نهاد دیگری بیاید و همانجا کنده کاری راه بیندازد.

یکی از تبعات تحقق مدیریت واحد شهری ،کاهش قدرت برخی از صاحبان قدرت اجرایی است. در واقع هدفی که از تحقق مدیریت واحد شهری پیگیری میشود منجر به کاهش قدرت های کوچک و گاهی بزرگ که در امور اجرایی دخالت دارند، می شود. بدین لحاظ میتوان یکی از موانع موجود بر راه تحقق مدیریت واحد شهری را همین قدرت کوچک و بزرگ دانست. این در حالی است که در صورت تبیین علمی بحث و بررسی جهات مختلف مشخص میشود که هدف از تحقق مدیریت واحد شهری بر خلاف قدرت های اجرایی محل هیچ مقاومتی در برابر آنها نیست. در واقع هیچ چیز از هیچ کس یا از هیچ سازمان و نهادی گرفته نمیشود و میتوان اذعان داشت که مدیریت واحد شهری ، ایجاد هماهنگی مابین شهردار یها و شوراها با سایر سازمان ها و نهادهای اجرایی در جهت جلوگیری از اقدامات موازی ، اسراف نیرو، پول و... است.

سخن آخر اینکه با توجه به تجربیات گذشته و مطالعات و بررسی های مختلف مشخص شده که بهترین راه برای برون رفت از شرایط مذکور، استقرار نظام برنامه ریزی شهری در قالب استفاده از مدل و الگوی مفهومی و تحقق تدریجی مدیریت واحد شهری با شناخت وسیع و حقیقی است.

 

مدیریت یکپارچه شهری چیست؟

 برخی از کارشناسان، فلسفه مدیریت واحد شهری را فقط برطرف شدن ناهماهنگي ها، تداخل در وظايف سازمان هاي خدمات رسان، تعدد مراكز تصميم گيري در روستاها و شهرها و در نتيجه ايجاد نارضايتي در مردم، ضايع شدن بيت المال و ايجاد مشكلاتي چون ترافيك بويژه در كلانشهرها می دانند.

ولیکن بعضی از کارشناسان نظر دیگری دارند و معتقدند در طرح مديريت -واحد- شهري، تصميم گيري و اجراي 23 وظيفه به شهرداري و شوراها منتقل و تفويض اختيار مي شود. كل اين مسئوليت ها و وظايف به همراه بودجه هاي آن در اختيار شوراها و شهرداري ها قرار مي گيرد چرا كه دولت نمي تواند به تمام امور شهري و روستايي رسيدگي كند و در نتيجه هزينه بالا و بهره وري پاييني براي مردم و دولت دارد .

براساس برنامه از تصدي‌هاي قابل واگذاري دستگاه‌هاي دولتي می توان به امور توسعه و عمران شهر با اولويت امور مربوط به ‌مديريت ترافيک، راهنمايي و رانندگي، مديريت نگهداري و بهره‌برداري پارک‌هاي جنگلي و اراضي ملي و منابع طبيعي با کاربري فضاي سبز، بهسازي و بهره‌برداري بستر و حريم رودخانه‌ها و مسيل‌ها و انهار طبيعي(با رعايت مقررات فني وزارت نيرو و حفظ مالکيت دولت)، اداره اماکن گردشگري، کتابخانه‌هاي عمومي و ورزشهاي همگاني در محدوده قانوني شهرها را به شهرداري‌ها اشاره کرد.

از سوی دیگر از فحوای بندهای فوق الذکر به راحتی مشخص است که منظور و البته هدف از مدیریت واحد شهری قرار گرفتن شهرداری در رأس همه امور اجرایی شهر از خدمات‌رسانی تا توسعه و عمران نیست، بلکه نوعی از مدیریت یکپارچه و توانمند در همه نهادها و ارگان‌هایی است که در بهبود مسائل و رفع مشکلات شهری به صورت موضوعی و موضعی می‌توانند نقشی مستقل یا مکمل داشته باشند.

مدیریت یکپارچه شهری شامل بخش‌های مختلف و متنوعی مانند مدیریت حمل و نقل و ترافیک، محیط زیست و زندگی، بازسازی بافت فرسوده شهری، مدیریت فرهنگی شهر، مدیریت آب و فاضلاب وده ها موضوع دیگر در شهر است.

واقعیت این است که اولین رکن تحقق مدیریت یکپارچه شهری ارتقائ جایگاه شورای شهر است. جایگاهی بسیار فراتر از شورای شهرداری، که این روزها این تعبیر به لحاظ عملکرد نه چندان مطلوب این نهاد، باب شده است.

این مهم نیز به غیر از احقاق حق جدی توسط شورای عالی استانها و تعامل این نهاد با دولت ومجلس شورای اسلامی محقق نخواهدشد.وظیفه ای که پیگیری ان در دوره چهارم شوراهای اسلامی از اولویت های این نهاد های مردم نهاد است.

از سوی همانگونه که به صراحت در برنامه های سوم وچهارم آمده است دولت ها موظف بوده و هستند که منابع مالی ذی ربط اجرای مدیریت یکپارچه شهری را در اختیار شهرداری ها قرار دهند و این نه تنها به معنای افزایش بودجه شهرداری ها است بلکه نتیجه آن هزینه  شدن بودجه براساس نیاز هر شهر وتشخیص معتمدان محلی و شهری است و این موضوع نتیجه ای جز مدیریت اثربخش و کارای بودجه نیست.

البته در این موضوع ابهاماتی مانند نحوه انتخاب مدیران شهری، تعامل آنان با وزرا و شورای شهر و حتی مدیران شهرداری وجود دارد که به نظر می رسد پیگیری موثر شورای عالی استان ها و میل و اشتیاق دولت ها در کوچک شدن دولت و تفویض اختیارات خود به نهاد های مردم نهاد هر چه زودتر آن ها را برطرف خواهد کرد.

امیدواریم برگزاری همزمان انتخابات ریاست جمهوری و شورای اسلامی طلیعه مبارکی بر دست یابی شوراهای اسلامی به جایگاه اصلی خود باشد. جایگاهی در قانون اساسی مترقی جمهوری اسلامی ایران که این گونه تبیین شده است:

" براي پيشبرد سريع برنامه‏هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي، فرهنگي، آموزشي و ساير امور رفاهي از طريق همكاري مردم با توجه به مقتضيات محلي، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان يا استان با نظارت شورايي به نام شوراي ده، بخش، شهر، شهرستان يا استان صورت ميگيرد كه اعضاي آن را مردم همان محل انتخاب ميكنند."

 

 


برچسب‌ها : مدیریت واحد شهری, ماده 136قانون برنامه سوم, صرف جویی در انرژی و هزینه, شورای شهر, نهادهای اجرایی
حسين ابراهيمي   |   92/03/03  |  ساعت 20:20

شاهین شهر؛ تاریخچه، جامعه شناسی، و مدیریت اجتماعی سیاسی آن

نویسنده: دکتر حسین ابراهیمی ناغانی

بخش اول

مسئله مسکن و اسکان و نیز ایجاد شهرکهای اقماری، ضرورت دنیای مدرن سرمایه داری بود که همچون سایر پدیده ها، توسط حکومتهای وابسته به غرب در جهان سوم الگوبرداری شد. هدف اصلی از ایجاد این شهرکها که عمدتاً در جوار شهرهای بزرگ ایجاد شده اند صرف نظر از الگوی واحد و یکسان معماری، تجمیع محل سکونت و نیز واحدهای صنعتی و مضافاً ترویج فرهنگ شبه مدرنیستی پس از اصلاح ارضی سال 1342 بود که در بطن خود ضرورت ورود دهقانان به شهرها و اشتغالشان در صنایع وابسته به سرمایه داری کمپرادور[1]را هدف گرفته بود. از جمله این شرکتها در منطقه اصفهان، شاهین شهر است که در نزدیکی اصفهان و به عنوان سکونتگاه کارگران و کارمندان واحدهای صنعتی عظیم ذوب آهن، پالایشگاه و صنایع وابسته و به طور خاص شرکت هلی کوپترسازی و غیر آن در نظر گرفته شد. اسامی خیابانها که مزین به نامهای مفاخر شعر و ادب ایران زمین است، گواه این حرکت رو به مدرن است که بانیان امر بدان اهتمام ورزیدند.

بر این اساس در سال 1350 تعدادي از عمده مالكان اراضي شمال اصفهان با هدف توليد مسكن انبوه و احداث سرپناه براي مهاجرين و اتباع بيگانه شاغل در صنايع مذکور نسبت به تأسيس سازمان عمران شاهين شهر اقدام نمودند، شهر را در اراضي كشاورزي چند آبادي فاقد سكنه و يكي دو روستاي كوچك ( هسته اوليه شاهين شهر روستايي به نام امير آباد بوده كه از آن مسجدي بيش باقي نمانده است ) در وسعتي حدود 12000هكتار براي اسكان جمعيتي بين  200 تا 300 هزار نفر پايه ريزي نمودند. به دليل شباهت ظاهري اين طرح با شاهين ، آن را شاهين شهر ناميدند.

با وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی در سال 1357 و متعاقب تجاور رژیم بعثی عراق به خوزستان، بسیاری از مردم این نواحی ناگزیر به جلای وطن شدند. آنهایی که به واسطه ی ریشه ی قبیله ای یا پیوندهای نسبی و سببی استان اصفهان را به عنوان مقصد خویش برگزیدند، اولین انتخابشان شاهین شهر بود؛ زیرا بسیاری از کارکنان ذوب آهن که در آن اوان ساکن شاهین شهر بودند عمدتاً ریشه و تبارشان از منطقه ی بختیاری بود که بسیاری از هم تبارانشان در خوزستان و در شرکت نفت به کار اشتغال داشتند. با ورود این افراد به شاهین شهر، مسئله ی جنگ زدگان در اصفهان بر خلاف بسیاری از استانها که باعث بروز ناملایمات عدیده ای به واسطه تفاوتهای فرهنگی و زیستی شده بود، هیچ مشکلاتی را به وجود نیاورد، زیرا اسکان و تجمیع اکثر جنگ زدگان در این شهر، آن را به صورت یک کُلُنی مجزا از شهر اصفهان درآورده و به واسطه درهم آمیختگی ریشه ای با اکثریت ساکنین اولیه، این تداخل به نحو بسیار ملایم و مسالمت آمیزی صورت پذیرفت. اصولاً پس از انقلاب اسلامی، سرنوشت بسیاری از این شهرکها بدینگونه رقم خورده است که در یک تحول آرام مبدل به شهرهای مهاجرپذیر گردند و این مسئله نیز در مورد شاهین شهر در یک پروسه یک یا دو دهه ای نیز به خوبی مشهود است زیرا با افزایش جمعیت ناشی از ورود جنگ زدگان و نیز افزایش جمعیت به واسطه ی پذیرش مهاجر از سایر ایالات خصوصاً از چهارمحال و بختیاری و فریدن، این شهرک مبدل به شهری بزرگ شد که لاجرم می بایستی از جهت تقسیات کشوری مرکزیتی می یافت، مبدّل و سرانجام به عنوان مرکز شهرستان برخوار و میمه معرفی گردید.

مرکزیت شاهین شهر در شهرستان برخوار و میمه با توجه به ویژگی های قبلی بخشهای تشکیل دهنده این شهرستان و تفاوتهای بارز میان عناصر اقتصادی-فرهنگی و اجتماعی آنها، همچون سایر شهرهای مهاجرپذیر، بدان خصلتی ویژه داده است. به نحوی که نوع زیست اجتماعی و فرهنگی آن با شهرهای دیگر شهرستان که فاصله اندکی به لحاظ مسافت با یکدیگر دارند همچون گز و دولت آباد و گرگاب، نشان میدهد که چگونه یک شهرستان مهاجرپذیر می تواند ضمن دارا بودن تفاوتهای اساسی به لحاظ اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی، در طی یک پروسه هویتی واحد به خود بگیرد که در این راستا تأثیر مرکزیت شاهین شهر به سایر شهرها به خوبی مشاهده می شود. زیرا به واسطه ی اشتغال بسیاری از ساکنین این شهرها در شاهین شهر که عمدتاً در بازار و ادارات است، باعث شده که اکثریت آنها ساکن شاهین شهر شده و بدین لحاظ یک نوع پیوستگی در میان آنها برخلاف سه دهه قبل که تنازع و حتی تقابلی در میان آنها یافت می شد، به وجود آید.

تحلیل و آنالیز جمعیتی شاهین شهر نشان می دهد که این شهر مهاجرپذیر متشکل از چندین کلنی (اجتماعی از مردم که یک جا جمع می آیند که عمدتا دارای اشتراکاتی ویژه هم هستند، از جمله زبان و نصب و نژادی واحد)است. یکی همان کلنی بزرگ مهاجرین خوزستانی است که موجب پیدایش و دگرگونی هویت و ساختار شهرک اولیه شدند و سپس کلنی مهاجرین فریدنی که با بسیاری از افراد کلنی خوزستانی به واسطه ی هم تباری نژادی، دارای سنخیت هستند. دیگری کلنی گزی ها، گرگابی ها و هم چنین کلنی ترک زبانان آذری است.

کلنی خوزستانی ها که در ابتدا اکثریت شان، جنگ زده و ساکنین آبادان بودند پس از خاتمه جنگ تحمیلی و بازگشت بسیاری از آنان به موطن خویش، با جایگزین شدن بسیاری از ساکنین مناطق بختیاری نشین خوزستان و چهارمحال بختیاری که عمدتاً شاغل در شرکت نفت بوده و با توجه به ریشه فرهنگی شان که انتخاب موطن در سردسیر باشد با انتخاب شاهین شهر و ساخت مسکن در آن، طی پروسه ای دو دهه ای، ضمن پر کردن خلاء جنگ زدگان بازگشته به خوزستان، به لحاظ جمعیتی، در گسترش شاهین شهر نقش اول را داشته اند.

تفاوت های فرهنگی و اجتماعی میان این دسته از بختیاری ها با مهاجرین فریدنی که آنها نیز عمدتاً بختیاری تبارند، باعث شده که هر یک از این دو کلنی، ضمن حفظ پیوندهای قومی، در ایفای نقش شهروندی، به راه و روش خاص خویش عمل نمایند، به نحوی که در اکثر کنشهای سیاسی اجتماعی من جمله انتخابات کشوری و محلی، هیچگونه عمل مشترکی در میانشان دیده نشود. با وجود آنکه در رقابت میان کلنی های گوناگون شهر، به لحاظ جمعیتی، بختیاری نژادها دست بالا را داشته و اکثریت هستند، اما وجود همین خصیصه جدایی خواهی موجب شده که حتی در یک دوره انتخابات مجلس این جمعیت نتواند، نماینده ای با ویژگی تعلق خاص به این جمعیت، به مجلس شورای اسلامی بفرستد. چرایی این مسئله چنانچه ریشه یابی شود، نشان می دهد که نوع مهاجرت نقش بسزایی به لحاظ انسجام در طرز تفکر و نگرش مهاجرین دارد. چنانچه مهاجرت جمعیتی کثیر به واسطه جنگ صورت گرفته باشد، به لحاظ روانشناسی، داشتن درد و حس مشترک؛ خودبخود یک نوع اتفاق حمایتی به واسطه جنگ زده بودن و غربت در میان آنها به وجود می آورد، همچنانکه مهاجرت های خانوادگی و قبیله ای در جستجوی کار یا از سر ناگزیری همانند خشکسالی و بروز سیل یا زلزله، واجد این خصیصه، موجب اتحاد و همدلی در میان مهاجرین می کند. اما چنانچه مهاجرت انفرادی و بر اثر انتخاب و گزینش فردی باشد، هیچگاه اتحاد و همدلی در میان مهاجرین ولو اینکه، اکثریت شان متعلق به قبیله یا تباری خاص باشند، به وجود نمی آورد که این مسئله در میان بختیاری های مهاجر هم اکنون وجود دارد. زیرا اکثراً به واسطه انتخاب فردی خویش در شاهین شهر ساکن شده اند و هیچ نوع پیوند واحدی به لحاظ عزم و اراده و نیز مهمتر از آن به لحاظ اقتصادی یا سیاسی در این انتخاب دخیل نبوده است. این مسئله برخلاف آنکه جمعیت دولت آبادی ها، گزی ها و گرگابی های شاهین شهر که آنها نیز به واسطه  انتخاب فردی عمدتاً در شاهین شهر سکنی گزیده اند، یک تفاوت آشکار و بارز دارد و آن اینکه، اینان به واسطه ی نفع اقتصادی عمدتاً دست به این گزینش و انتخاب زده و لاجرم پیوستگی آشکاری در همدلی و ایجاد اتحاد در میانشان موجب شده است. به نحوی که با وجود جمعیت کمترشان حتی در میان نسبت جمعیتی در شهرستان، اکثراً کرسی مجلس شورای اسلامی بدانها تعلق گرفته است که در این خصوص نبایستی از رقابتهای سنتی و برجای مانده از قدیم الایام میان دو شهر گز و دولت آباد غافل شد. بر این منوال گزی ها و دولت آبادی ها و نیز بعضاً گرگابی ها با بهره گیری از حمایت اکثریت مردم و ساکنین شاهین شهر و یا حتی در مواردی انفعال آشکار آنها، توانسته اند به لحاظ سیاسی، مناصب سیاسی شهرستان و یا کرسی نمایندگی را بدست آورند.

در خصوص شورای شهر با توجه به عمر کوتاه چهارده ساله آن طی سه دوره ی گذشته، می توان نشانه های آشکاری به لحاظ تمایلات و رفتارهای فرهنگی و اجتماعی ساکنین این شهر مهاجرپذیر یافت که چنانچه مورد مداقه و پژوهش قرار گیرد، می توان به عنوان یک الگوی جامعه شناسانه در میان سایر شهرهای مهاجر پذیر در خصوص آن نظریه پردازی کرد.

شاهین شهر هر چند در نزدیکی قطب صنعتی مورچه خورت و کارخانه پتروشیمی اصفهان و پالایشگاه و صنایع هواپیما سازی و دهها کارخانه و بخش صنعتی دیگر در حد فاصل اصفهان با شاهین شهر قرار دارد؛ اما از مسئله ی مهم بیکاری رنج می برد. وجود جمعیت بسیار جوان و عمدتاً تحصیلکرده در این شهر که می تواند ظرفیت بسیار مهمی جهت رشد اقتصادی این شهر باشد، با وجود بیکاری مزمن، زمینه ساز بروز بسیاری از انحرافات و معضلات اجتماعی شده است. بسیاری از جوانان و نیروهای کار مهاجر خوزستانی در پروژه های اجتماعی اشتغال یافته و همین امر در بسیاری از موارد با توجه به ماهیت کار پروژه ای و عدم وجود سرپرست خانوار در نزد خانواده ی خود سبب بروز ناهنجاری رفتاری در میان فرزندان این گونه خانوارها می شود. بازار و اصولاً اقتصاد این شهر که عمدتاً توسط تجار و مغازه داران که عموماً توسط اهالی گز و گرگاب اداره می شود در تضاد با اقشار مصرف کننده که سایر مهاجرین اند، نیز دامن زننده ی بسیاری از جدایی ها در راه و بستر شهروندسازی می شود به نحوی که بسیتاری از ساکنین پس از سالها مهاجرت هنوز خود را نه یک شهروند شاهین شهری بلکه عموماً تعلق خاطر به زادگاه خویش و پدران خویش دارند و خود را به تعبیر عام «شاهین شهری» نمی دانند. این مسائل و مواردی که در فوق طرح شده همگی دست به دست هم داده تا ماهیت این شهر مهاجر نشین در ورطه ای از معضلات معیشتی و اجتماعی غوطه ور باشند. یک اصل اساسی در پذیرش فرهنگ شهروندی باور داشتن به این نگرش است که فرد، جزئی از کلیت جامعه ای به نام شهر است.

بر خلاف روند ایجاد شهرهای سنتی و حتی صنعتی که افراد جامعه، تعلق خاطر فراوانی به شهر محل سکونت خویش دارند و این امر طی پروسه ی خاصی به وقوع پیوسته است، روند ایجاد و گسترش شهر در اینجا هم به صورت خاص و یگانه و هم ناشی از حوادث و اتفاقات بوده و نه در یک سیر طبیعی همچون شهرهای سنتی  یا گردآمدن افراد در جوار قطبهای صنعتی و یا اقتصادی. لذا ضروری است که مطالعات همه جانبه ای در خصوص این شهر صورت گیرد، زیرا مرکزیت یافتن این شهر در شهرستان میمه و برخوار که از پراکندگی جغرافیایی وسیعی حکایت دارد مضافاً رقابت سنتی میان بسیاری از اجزاء سنتی این شهرستان که از قدیم الایام رایج بوده، پتانسیل شاهین شهر برای یک مرکزیت متمرکز در شهرستان که بتواند با غلبه بر تفاوتهای ساختاری میان بخشهای مختلف آن خود موجد و شوق گرایش سایر بخشها به مرکز شود را  از آن سلب نموده و بیشتر به واسطه ی مرکزیت اداری و جاذبه های اقتصادی ناشی از هزینه های مردم مصرف کننده در این شهر، باعث پذیرش مرکزیت آن شده و مضافاً به عنوان پدیده ی عرضی الطرفین در میان بخشهایی که هر یک خود داعیه ی مرکزیت داشته اند، مطرح و شناخته شده است.

متأسفانه شاهین شهر نتوانسته همپای ظاهر نسبتاً مدرن خویش (که البته این مهم کمتر در مبلمان شهری آن دیده می شود و بیشتر به لحاظ موارد کلی همچون سیستم فاضلاب و بازار و غیره مدرن بودنش را تأیید می کند)، بهره ور از تمامی مزایایی که یک شهر مدرن بدان نیازمند است، شود. پس از سالها، چندی است که بیمارستان دولتی در آن تأسیس شده و سهم آن از امکانات ورزشی و فضاهای تفریحی خصوصا در حواشی شهر بسیار اندک است. در چند سال گذشته سعی شده با ساخت ساختمانهایی چند که به متولی گری بخش دولتی ایجاد شده، اماکن فرهنگی متناسب با جمعیت و خصوصاً قشر تحصیلکرده ی آن تا حدودی بعضی از نیازهای جوانان این شهر رفع شود اما به خوبی آشکار است که محدودیت در احداث سالن و تالار جوابگوی نیازهای نه تنها یک شهر مدرن نیست بلکه هیچگونه برنامه ریزی ای جهت جذب بخش خصوصی جهت گسترش اینگونه امکان فرهنگی و ورزشی وجود ندارد (الا موارد محدود و انگشت شماری در این اواخر). زیرا هیچ تعریف اصولی ای که مبتنی بر تحقیق و پژوهش در باب ساختار خاص اینگونه شهرها که در جوار شهرهای بزرگ احداث شده و عمدتا مهاجر نشین می باشد، وجود ندارد. مثال و تطبیقی در این میان راهگشای بوده و مطلب را روشن تر می سازد. بر خلاف کلانشهر کرج که در طی یک دهه از یک شهر متوسط به واسطه ی نزدیکی به تهران و امکان اینکه به شکل خوابگاهی جهت نیروی کار شاغل در تهران درآمد و همین امر موجب انفجار جمعیتی در آن شد، شاهین شهر هیچگونه جذابیتی برای اسکان شهروندان شاغل در اصفهان نداشته و بیشتر جذب کننده ی مهاجرین عموماً بازنشسته و یا شاغل در پروژه های خوزستانی است و همین تفاوت با مردم ساکن در اصفهان و یا بخشهای اطراف، یک نوع از خود بیگانگی در میان این مردم و جدائی شان از اکثریت مردم ساکن در اصفهان و بخشهای قدیمی اطراف آن به وجود آید. این جمعیت مهاجر همانگونه که شرح آن رفته، ضمن عدم پذیرش عدم تعلق خاطر شهروندی، در میان خود نیز دچار تفرقه است به نحویکه جمعیت مهاجر در رقابت میان مهاجرنشینهای خوزستانی با سایر مهاجرین و مردم شهرهای اطراف، امکان یک دیالوگ (گفتگوی) فرهنگی شهروندی را از خود سلب نموده است.

چنانچه این دیالوگ در میان شهروندان شکل گیرد، آنگاه مسئولین شهر بجای نگرش فعلی که اشتغال در پست های کنونی را مرحله ای آزمایش برای پرتاب شدن به پستهای بالاتر در استان، تلقی می نمایند و به سان یک مسافر ناظر به قضایای شهر می نگرند، خود را مقید و موظف به بهبود مسائل و مشکلات شهروندان دیده و در جهت گره گشایی از مشکلات بر می آیند. اینکه نمایندگان این شهرستان به ندرت دو دوره در مجلس شورای اسلامی دوام می آورند، نشان می دهد که تا چه اندازه وضعیت فکری مردم، نسبت به مسائل اجتماعی-سیاسی متزلزل و کم اثر است، گویی که مردم نمایندگان را به عنوان طی کردن یک دوره ی آزمایش بر می گزینند و نگرش درازمدت در این خصوص وجود ندارد و صرف نظر از آن، نوع گزینش این نمایندگان و و ابستگی فکری و سیاسی آنها هر چند هم سو با کلیت نگرش مردم در ادوار انتخابات مجلس شورای اسلامی بوده اما ویژگی های اصلی آن، گزینش افراد عمدتاً ناشناس و کسانی است که گاه تا لحظه ی انتخابات، در شاهین شهر کسی با آنان آشنایی نداشته و اصولاً شناخت مردم شاهین شهر از آنها صرفاً در دوره ی تبلیغات انتخاباتی بوده است. لذا مشاهده شده که  در تمامی نه دوره انتخابات مجلس با وجود کثرت جمعیت شاهین شهر در کل شهرستان تنها یکبار یک نفر از ساکنین شاهین شهر موفق به کسب کرسی نمایندگی شده است و جالب تر اینکه بخشهای کوچک تر چون گز یا دولت آباد با توسل به همان رقابت سنتی و با بهره گیری از آرای شهروندان شاهین شهر، موفق به کسب کرسی مهم نمایندگی مجلس شورای اسلامی شده اند.....



[1] -کمپرادور واژه‌ای در زبان پرتغالی به معنای «خریدار» است. این واژه در گذشته نام عمومی بازرگانانی بود که در چین و هند و دیگر کشورهای جنوب آسیا به عنوان واسطه سرمایه‌داران و شرکت‌های خارجی (عمدتا اروپایی) عمل می‌کردند. بعدها این واژه همراه با واژه «بورژوازی» به صورت بورژوازی کمپرادور در متن‌های سیاسی و اقتصادی رایج شد که منظور از آن اشاره به واسطه‌ها و دلالان سرمایه‌داران خارجی در کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین بود.


برچسب‌ها : شاهین شهر, خاستگاه, جامعه شناسی, مدیریت اجتماعی و سیاسی, مشارکت مردمی
حسين ابراهيمي   |   92/03/03  |  ساعت 18:16

شهرداري شاهين شهر ؛ بغضهای فروخورده/حقهای پایمال شده

منبع: http://shahin-shahr.net/portal/?pageID=311

سایت عدالتخواهی و مطالبه مردمی شاهین شهر

نویسنده : مدیر سایت   تاریخ ارسال : 26 / 10 / 1391

    

چندی پیش جمعی از فارغ التحصیلان رشته های مختلف دانشگاهی شاهین شهر، در نامه ای به استانداری اصفهان نسبت به نابرابری و عدم عدالت استخدامی در شهرداری شاهین شهر اعتراض نمودند و مدعی شدند که اکثر نیروهای بکار گرفته شده در شهرداری، از نیروهای غیر بومی بوده و یا با روابط فامیلی جذب این ارگان می شوند.(در ذیل متن حاضر تصویر نامه یاد شده را می توانید ببینید).

خود قضاوت کنید در حالیکه اکثر مسئولین در سخنرانی های خود، شاهین شهر را از نظر جایگاه علمی و تحصیلاتی در کشور، حائز رتبه ی اول یا دوم می دانند، ولی جوانان این شهر بیکار هستند!حال یک سئوال پیش می آید؟ وقتی جوانان تحصیلکرده شاهین شهری بیکارند و شهرداری شاهین شهر هم در طول سالیان گذشته تا به حال حتی برای یکبار هم با انتشار اطلاعیه ی استخدامی و قرار دادن فرصتهای برابر در اختیار جوانان به قول آقایان باسواد و متخصص و متدین شاهین شهری، اقدام به جذب نیروهای مورد نیاز خود نکرده!!! پس نیروی انسانی مورد نیاز خود را از کدام طریق  استخدام نموده است ؟

پاسخ روشن است! وقتی رییس ترمینال شیشه ای یک بازنشسته ساکن اصفهان است؛ وقتي رئيس سازمان فضاي سبز يك بازنشسته است ؛ وقتی شهردار و معاونینش ساکن اصفهانند؛ وقتی رییس سازمان رفاهی تفریحی ساکن اصفهان است؛ وقتي مدير تالار شيخ بهائي ساكن اصفهان است ؛ وقتی رییس سازمان بازیافت فامیل آقای شهردار است ؛ وقتی بسیاری از پرسنل شهرداری از شهرهای دور و نزدیک از اصفهان گرفته تا تیران و کرون و...هستند، وقتي چند مسئول شهرداري زن و برادر زنشان و اقوام نزديك آنها به واسطه آنها در استخدام شهرداري هستند ، خوب تکلیف معلوم است که چگونه و البته بدون آگهی و اعلان عمومی برای استخدام نیرو، نیروی انسانی شهرداری تأمین شده و می شود !!!

انصافا اینقدر کار در مملکت زیاد است که بجای بکارگیری جوانان تحصیلکرده و متخصص در رشته های مختلف، یک بازنشسته مجددا بعنوان مسئول فضای سبز منصوب می گردد؟ یا یک بازنشسته دیگر مدیر ترمینال شیشه ای شود؟ یا آقای شهردار مگان سوار برخی مدیران خود را از نجف آباد بیاورد؟؟ یا بخشدار دولت اصلاحات که فامیل شهردار مگان سوار است بعنوان رییس سازمان بازیافت مشغول انجام وظیفه است؟ یعنی در شاهین شهر، شهر علم و اندیشه و فرهنگ، قحط الرجال است که یک نفر در حد شهردار و معاون شهردار ندارد؟ گویی هر کس صاحب علم و تحصیلات است باید بیکار بماند و هر کس که با مدیران رابطه یا آشنایی و فامیلی دارد، باید بر سر کار باشد!

آدم ناخودآگاه یاد شعری از مرحوم صدرالمتألهین می افتد که در نقد اوضاع سیاسی اجتماعی زمان خویش می فرمود:

دفتر فرزانگی را گاو خورد           خانه عقل و خرد را آب برد

خودتان برنامه تلویزیونی با هزینه های نامعلومی می سازید و برای آن تبلیغات گسترده می کنید و شعار می دهید که "شاهین شهر، شهری برای زندگی"!! اما یا للعجب که ثانیه ای در این شهر زندگی نکرده اید و نمی کنید! و جوانان این شهر را هم بحساب نمی آورید.بنظر می رسد این برنامه هم تلاشی باشد برای انتخابات آتی و بقای مجددتان در کرسیهای خدمت!؟!؟!؟

به راستی این همه ظلم و نابرابری و بی عدالتی را به کجا فریاد کنیم؟!چرا گوش شنوایی نیست؟ اگر فریاد کنیم می گویند چرا؟ ما نمی دانیم با این نابرابری ها، آیا این مردم و جوانان فقط برای روز انتخابات و حضور بر سر صندوق های رأی مهم هستند؟ و پس از آن باید آنها را فراموش کنید؟

چرا بعضی ها در مورد این ظلم ها و نابرابری ها ساکتند؟ نکند سبیل آنانی که ساکتند هم به همین وسیله چرب است که لب به سخن نمی گشایند؟ چرا و چرا و چرا؟

شهرداری و در رأس آن شهردار و بالاتر از آن شورای شهر باید نسبت به نحوه استخدامهای مبهم نیروی انسانی مورد نیاز و عدم بومی گزینی در شهرداری پاسخگو باشند!جوانان این شهر یا باید بیکار باشند یا برای تأمین هزینه زندگی به عسلویه و کنگان و... بروند و فشار و سختی کار و گرما و دوری از خانوداه و هزار بدبختی را تحمل کنند آنگاه عده ای را استخدام نمایند تا ایاب و ذهاب آنها بدلیل عدم سکونت در این شهر خود بار مالی گزافی را در طول روز و هفته و ماه و سال بر بیت المال مسلمین تحمیل نماید و به باد دهد و البته کسی هم حق ندارد فریاد بزند!

سخن در این زمینه بسیار است ولی تک تک مسئولین این شهر، بویژه ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر و دیگر دستگاههای نظارتی باید پاسخگو باشند و شهردار را بازخواست کنند!پس اين نهي از منكر كجا بايد محقق شود ؟ مگر حضرت آقا نفرمودند مهمترين حوزه امربه معروف و نهي از منكر حوزه امر به معروف و نهي از منكر مسئولين است .دیگر فرزندان امام خامنه ای(حفظه الله) طاقت و تحمل این نابرابری ها را ندارند! این جوانان غیور وارد صحنه خواهند شد و به چندین سال ظلم و نابرابری و بی عدالتی حضرات در مجموعه شهرداری شاهین شهر پایان خواهند داد.

ختم کلام، کلام مولانا سید علی حسینی خامنه ای:

]... من گفتم مسؤولان بلند پايه ى كشور، قواى سه گانه، از خود رهبرى تا آحاد مأموران و مديران، همه بايد پاسخگو باشند؛ پاسخگوى كار خود، پاسخگوى تصميم خود، پاسخگوى سخنى كه بر زبان آورده اند و تصميمى كه گرفته اند؛ اين معناى پاسخگويى است؛ اين يك حقيقت اسلامى است و همه بايد به آن پايبند باشيم. [[1].

والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین

توضیح و عذرخواهی:

گرچه بحث بر سر عدم توجه به جوانان و نیروهای نخبه و فارغ التحصیلان دانشگاهی شاهین شهر و استفاده از نیروهای غیر بومی و غیر ساکن آن هم بدون آگهی جذب و استخدام و قراردادن فرصت در اختیار همه بصورت عادلانه و برابر در جذب و استخدام شهرداری شاهین شهر می باشد و هنوز هم بقوت این بحث پابرجاست، ولی در خصوص رییس تاکسیرانی جناب آقای بصیری بر اساس قانون امکان بکارگیری مجدد ایثارگران و جانبازان بعد از 30 سال خدمت نیز وجود دارد، لذا در راستای احترام به قانون چنانچه اسباب ناراحتی و کدورت و زحمت جناب آقای بصیری رییس تاکسیرانی از این حیث درج خبر اشتباه بازنشستگی ایشان در پایگاه عدالتخواهی و مطالبه مردمی شاهین شهر- شده ایم از ایشان عذرخواهی و طلب حلالیت می نماییم.


برچسب‌ها : شاهین شهر, بی عدالتی, حقهای پایمال شده, جوانان بیکار, تبعیض
حسين ابراهيمي   |   92/03/03  |  ساعت 18:11

تبارشناسی و تاریخ بختیاری

نوشته: حسین ابراهیمی ناغانی

تبار‌شناسي ایل «بختیاری» در مصاحف تاريخ سرگردان و گويي به ضرورت پنهان مانده است. در افواه تاريخي و همچنين گمانه‌زني‌هاي باستاني مناطقي كه اينك مسكن بختياري هاست، دير‌زماني مأواي تمدن‌ها و خاستگاه مردماني بود كه به نقل از «پليني» وقايع‌نگار يوناني و همچنين «ديودوروس سيكولوس» و «ژوستين»، از سوئي راه بر اسكندر مي‌بسته و از سوئي ديگر حشمت و شوكت عيلام و بابل را دستخوش تهديد و مخاطره مي‌كرده است. كشف مقادير كثيري از انواع دست‌ساخته‌هاي بشر پارينه‌سنگي و نوسنگي كه هر روزه نيز اخبار جديدي از آن شنيده مي‌شود، بهترين گواه بر قدمت اين سرزمين و ديار بوده و لذا به يمن بازوان برافراشته‌ي زاگرسِ نگهبان و بخشنده، «ايل بختياري» نه هيچگاه كه كمتر در معرض تحريف و تهديد نژادي بوده است.

فرهنگ كوچ‌نشيني همیشه و همه حال آفت استنساخ و مضبوط داشتن وجوه تمدن و تاريخ نوشتاري هر قومي‌ست، بر قسمي كه وجوه تمدني از قبيل معماري و رونق بناسازي كه خود برترين و ماندگارترين مستندات تاريخي هر قوم است، در آن بكلي منسوخ و ناممكن است. آنچه با تأسف مي‌توان از آن به عنوان تنها عامل عدم حضور مقتدرانه‌ي اين قوم و نژاد در بازي تاريخ نام برد، عدم وجود همين شهر و شهر سازي و تمدن يكجانشيني‌ست كه بدان واسطه بسياري از ديگر شئون و مراتب فرهنگي عقیم مانده است. اما به يمن بسياري رفتارها و رسوم ايلياتي خرده‌نشانه‌هاي قدمت و اصالت ايل بختياري در ديگر شئونات فرهنگي‌اش از جمله: صنايع دستي، ادبيات عاميانه و اسطوره‌هايي كه كهولت، اندك اندك آنان را به احتضار نشانده، ديده مي‌شود.

سخن گفتن از نژاد و تبار بختياري و همچنين بر شمردن نشانه‌هاي قدمت و تحليل معيارهاي معتبر مردم‌شناسي قوم لر، خاصه ايل بختياري از حوصله‌ي اين مقال خارج بوده. همچنان که پاسخهایی از این دست همچنان نیاز به تحقیق علمی دارد: بختیاران کیستند؟ آیا می توان با اتکاء به گفته ها و نقل مورخان یونان و روم و در غیاب فرهنگ کتابت که بلیه ای بزرگ برای تاریخ ایران است ردپایی در دوران باستان از این قوم یافت؟ آیا آنان ساکنان اولیه کوهستان زاگرس بودند و یا جزئی از اقوام آریائی کوچنده به این سرزمین؟ نسبتشان با ایلامیها و پارسیان چیست؟

منطقه‌ي بختياري و بختياري‌ها

منطقه‌ي بختیاری در امتداد رشته كوههاي زاگرس مياني در جنوب غربي نجد ايران واقع گرديده است. منطقه‌ي بختياري از شمال به اصفهان و لرستان؛ از جنوب به كهگيلويه و بوير احمد و خوزستان؛ از شرق به استان كهگيلويه و بوير احمد و همچنين اصفهان و از غرب به لرستان و خوزستان محدود ميشود.

امروزه مناطق بختياري‌نشين از مركزيت واحدي بهره‌مند نبوده و بيشتر بختياري‌ها در استان‌هاي چهارمحال و بختياري؛ اصفهان؛ لرستان؛ كهگيلويه و بوير احمد و خوزستان پراكنده مي‌باشند. همچنين در ديگرشهرهاي كشور نيز بطور پراكنده حضور داشته و روزگار مي‌گذرانند. « وسعت منطقه‌ي بختياري را 39900 كيلومتر مربع برآورد كرده اند (امير احمديان، ، 1378،19»

در كتاب معتبر و معروف «تاريخ بختياري » نوشته‌ي« عبدالحسين لسان السطنه سپهر» كه به نام « تاريخ بختياري سردار اسعد » نيز شناخته مي‌شود، در خصوص نژاد بختياري، سخن اين‌گونه آمده؛ كه در اين باب اختلاف نظر است. «بعضي نژاد ايشانرا به يونانيان رسانند، جمعي به ديالمه پيوند مي‌دهند. بروايت اصح نسب خوانينشان به اتابكان لرستان مي‌رسد. اما در اينكه اصل و نژاد ايشان ايراني است محله‌ي اشتباه نباشد، زيرا كه اخلاق و اطوار و اصالت و نجابت و زبان و لغات ايشان مي‌نمايد كه ايشان ايراني خالص مي‌باشد (سپهر، بی تا، 7.)»

از آنجايي كه بختياري هيچگاه به كلي در تحت سيطره سلاطين و دولت وقت نبوده و عموماً از دستورات دولت مركزي تمرد مي‌جست، و نيز از سوئي ديگر در مقابل فرهنگهاي بيگانه مقاومت كرده، با آن  امتزاج نيافت؛ فرهنگ قومي و رسم ايلياتي هميشه در بين ايشان پا بر جا بوده و زنده مانده است. اين خصلت كه به يمن آن حيات قومي و فرهنگ ايلياتي را موجب گشته نقش تعيين كننده‌اي در هنر و محصولات هنري و در كل خصلت زيبائي شناسي هنر ايشان كه در جغرافياي «هنر قومي» مي‌گنجد، داشته است.

جامعه شناسی بختیاری ها

هسته اصلی جماعت کوچ رو بختیاری بر پایه «مال» بنا شده است که شامل چندین سیاه چادر متشکل از برادران و عموزادگان می باشد و در مراحل بعدی این ساختار بصورت عمودی مال؛ اولاد؛ تش (هم آتش)؛ تیره؛ طایفه؛ باب و ایل از گذشته تا کنون رواج داشته است. با توجه به خصیصه پدرسالاری در نزد این قوم و الزام به حفظ نام هفت پشت پدری و عدم وجود نسب نامه یا تذکره خانوادگی، می توان یقین حاصل کرد که عموما ساختار «تش» که مشتمل بر چند اولاد همخون و وابسته به هم است، نسبت خویشاوندی بر پایه نیای مشترک را مسجل می دارد اما فراتر از آن «تیره» که شامل چند «تش» می باشد، این استناد به وابستگی خونی یا «نیای مشترک» مبهم می گردد. گمان بر این است که وابستگی تیره ها و طایفه ها و ساختارهای بعدی عمدتا برپایه همجواری و هم پیمانی در جنگ و صلح [خین و چو(خون و چوب)] و یا مالیات دهی استوار است و تقسیم کلی این قوم به دو ایل «چهارلنگ» و «هفت لنگ» نیز آنچنان که از قول پیشینیان آمده بر پایه مالیات دهی استوار بوده است و نه وابستگی خونی و نیای مشترک. چنانکه من باب مثال باب «دینارانی» از ایل هفت لنگ بر مبنای اتحاد طوایفی است که منشأهای گوناگون داشته و بواسطه محل سکونتشان در کوه دیناران، بدین نام خوانده می شوند. در خصوص بختیاری های یکجانشین که عمدتا در دو سده اخیر و به مرور به علل مختلف از کوچ نشینی دست کشیده اند، هیچ پژوهش مستندی صورت نگرفته و باید دانستکه این ساختار لزوما در مورد آنان صدق نکرده و ساکنین یک روستای بختیاری نشین بیشتر متشکل از چند فامیل است که به گمان همان ویژگی اولاد نزد کوچ روان را داشته باشد و فراتر از آن خود را وابسته به جماعت دیگری نمی دانند. بررسی کارکرد و نقش هر جمعیت از ساختار عمودی نزد کوچ روان می تواند زمینه مناسبی به لحاظ مردم شناسی فراهم آورد، همچنان که بررسی جماعت روستانشین و تفاوت و مشخصه و ویژگی هر یک به هنگام رویدادهای مختلف کوچ نزد کوچ روان و کشاورزی نزد یکجانشینان، علاقه و جهد محققین را می طلبد.

اقتصاد و معیشت بختیاری ها

ایلات دامدار بختیاری از دیرباز تا کنون نحوه معیشت و داد و ستدشان همچون سایر جوامع کوچ رو بر پایه اقتصاد دامداری، یعنی پرورش دام است.  دراین میان شرایط اقلیمی یعنی وجود مراتع پرآب و علف نقش بسزایی در زیست ایلات کوچ رو دارد. عمده ترین مشاغل نزد کوچ روان چوپانی ست و شیوه هایی مختلف دستمزدی میان دامدار و چوپان رواج دارد که عمدتا جنسی (کالا) است و به میزان معینی از زاد و ولد گوسفندان وابسته بوده است. ده به یک یعنی به ازای هر ده گوسفند یک بره نر دستمزد چوپان تعیین می شده و تفاوت آن با شکل دیگر تعیین دستمزد یعنی پنج به یک در این بوده که در شکل اول دامدار متقبل هزینه خورد و خوراک و پوشاک چوپان بوده و در شکل دوم خود چوپان این هزینه ها را بر عهده می گرفته است. اشکال دیگری همچون «نیمه ای»، «نیم سودی» و یا «دستمزدی» نیز وجود داشته است که البته جای بررسی بیشتر دارد. سایر مشاغل وابسته به دامداری سیار نیز اکثرا توسط افرادی خارج از ساختار ایل انجام می شده است. در اقتصاد بختیاری های یکجانشین کشاورزی نقش عمدتری داشته و در جوار آن هر خانوار تعدادی دام نگهداری می کند. به لحاظ آنکه تا کنون پژوهشهای مستقلی در خصوص شیوه اقتصاد داد و ستدی یا تهاتری (کالا به کالا) اقوام کوچ رو در گذشته و روند آن تا شکل کنونی اش که عمدتا نقدی می باشد صورت نگرفته، لازم است محققین با توجه به وضعیت اقلیمی ایلات بختیاری در دو منطقه گرمسیر و سردسیر و رابطه و تعامل اقتصادی آنان با شهرهای همجوار و روستانشینان به بررسی ویژگی های  این گونه اقتصاد معیشتی و وجوه گوناگون مرتبط با آن بپردازند.

زبان و فرهنگ فولکلور بختیاری

فرهنگ شفاهی بختیاری ها در سالیان اخیر توسط بسیاری از کوشندگان در زمینه شعر(بیت)؛ داستان(متل)؛ چیستان(چنه چنه)؛ ضرب المثل ها و بسیاری از آداب و رسوم همچون شیوه برگزاری عروسی و عزا و بازی ها جمع آوری و به ثبت رسیده است. در زمینه زبان نیز کتبی چند در خصوص ساختار واژگانی و نحوی زبان بختیاری و همچنین دستور زبان آن به تبع رسیده که جای قدردانی و سپاس دارد اما این پویش ها مادامی که به شکل علمی و در قالب روشهای تحقیقی شناخته شده و مرسوم صورت نگیرد، گره ای از سایه روشنهای منشاء این قوم و روند زیست آنان در دیرینه تا حال و ارتباط آن با تاریخ و فرهنگ ایران زمین نخواهد گشود. بایسته آنکه علاقمندان با نگرشی سیستمی، ارتباط زبان و فرهنگ و آداب و سنن و فولکلور این قوم را در ارتباط با سایر اقوام فارس زبان از دیر باز تا کنون بازیابند. اینکه زبان بختیاری گویشی متعلق به زبان پهلوی میانه است قولی است که اکثر محققین بدان معترفند اما مهم بررسی سیر تطور و تکوین این گویش در گذر زمان و ارتباط کنونی آن با زبان فارسی رایج است و این پرسشی مهم که در زمانه ای که دنیا بسوی دهکده جهانی در حرکت است، احیاء و حفظ و گسترش این گویش با توجه به این امر که آیا اصولا قابلیت گسترش دارد یا خیر، چه گره ای از مشکلات کنونی زبان فارسی مادر را می گشاید، در این بررسی ها و پژوهشها پاسخ خود را می یابد. پیشنهاد مشخص در خصوص این گویش یکی اینکه می توان با استخراج افعال بسیط مهجور مانده و مصدر سازی از این گونه افعال به زبان فارسی یاری رساند تا از افعال مرکب رهایی یابد.

دیگر شئون فرهنگی و تمدن، عرصه هنرورزی و صناعت هنری ست که بایسته است اکنون مجال پژوهش درخور شأن خود را بیابد. پرداخت به هنرهای صناعی با وجود عرصه ها و گونه های متنوع از جمله دستبافته ها جای کار و تحقیق خاص و ویژه ای دارد که می توان با تحلیل صحیح آن نگرش های زیبائی شناسی قومی را تبیین و تشریح کرد. همچنین است وضع موسیقی، رقص، آواز و سایر هنرهای فرعی در نزد این قوم شناخته شده.

در سایر زمینه های فرهنگی یافتن رگه هایی از ایران باستان که در فرهنگ شفاهی بختیاری ها محفوظ مانده و آنانرا حافظان فرهنگ و آداب و سنن اصیل ایرانی معرفی می نمایند، البته درخور ستایش است. همچنان که زدودن ابهام از گوشه هایی از تاریخ آنان مانند نحوه پذیرش اسلام و تاریخ این پیوند از چه هنگام و تاثیرات آن که تا کنون مغفول مانده و ویژگی های اسلام کوچ روان و تمایز آن با اسلام یکجانشینان و تاثیر آیین ها و باورها و فرهنگ جوامع شهری همجوار در فرهنگ اقوام بختیاری همه و همه زمینه های بکری ست که محتاج پویش و پژوهش محققان و دلسوختگان عرصه فرهنگ و ادب این مرز و بوم است.

صنايع‌ دستى[1]‌: «در بين‌ اعضاي‌ ايل‌ پرداختن‌ به‌ صنايع‌ دستى‌ (بجز بافندگى‌) معمول‌ نيست‌ و اين‌ كار اختصاص‌ به‌ غربتيها (كوليها) دارد.» زن‌ بختياري‌ اوقات‌ فراغت‌ خود را به‌ ريسندگى‌ و بافندگى‌ مى‌گذراند. ايلياتى‌ به‌ دليل‌ كوچ‌ در كوهستان‌، احتياج‌ به‌ وسايل‌ نرم‌ و سبك‌ و انعطاف‌پذير دارد كه‌ همة اينها را زنان‌ بختياري‌ تهيه‌ مى‌كنند.

مقابل‌ هر چادر بختياري‌ معمولاً يك‌ دار بافندگى‌ از نوع‌ خوابيده‌ برپاست‌. مواد اولية بافته‌ها از دامهاي‌ ايل‌ به‌ دست‌ مى‌آيد و محصولات‌ به‌ دست‌ آمده‌ بيشتر براي‌ مصارف‌ درون‌ ايلى‌ است‌. هر طايفه‌ و تيره‌اي‌ در نوعى‌ از بافندگى‌ شهرت‌ دارد. مثلاً چوقابافى‌ «كيارثى‌» (كيان‌ ارثى‌) يا «كيومرثى‌» چهارلنگ‌ مشهور است‌. بهترين‌ «لِى‌» (بافته‌اي‌ گليم‌ بافت‌ براي‌ انداختن‌ روي‌ اثاثية درون‌ چادر) را طايفة بامدي‌ مى‌بافد. «هورژين‌» (خرجين‌)هاي‌ بافته‌ شده‌ در طايفة گُندلى‌ يا قندعلى‌ نيز معروف‌ است‌. بعضى‌ از فرشهاي‌ بافت‌ بختياري‌ كه‌ به‌ «بى‌ بى‌ بَف‌« (بى‌بى‌ بافت‌) مشهورند، به‌ بيرون‌ از ايل‌ صادر مى‌شود. كارهاي‌ چوبى‌ طايفة موري‌ كه‌ در جنگل هاي‌ بازفت‌ زندگى‌ مى‌كنند و چهارلنگ هاي‌ ناحية «لِبد» (مرز بين‌ ييلاق‌ و گرمسير) نيز شهرت‌ دارد.»

 



[1] -دایره المعارف بزرگ اسلامی، بختياري‌، جلد: 11، شماره مقاله:4574


برچسب‌ها : تبارشناسی و تاریخ بختیاری, منطقه‌ي بختياري و بختياري‌ها, جامعه شناسی بختیاری ها, اقتصاد و معیشت بختیاری ها, زبان و فرهنگ فولکلور بختیاری
حسين ابراهيمي   |   92/02/31  |  ساعت 2:15

شوراي شهر، ضامن حقوق شهروندي
نويسنده: دكتر علي اصغر خاني

زمان چنداني تا برگزاري دوانتخابات بسيارمهم در كشورباقي نمانده است و نشاط انتخاباتي درجامعه هرروزگسترش بيشتري مي يابد وعزم اجتماعي براي حضور پرشوردرانتخابات را مي توان ازهم اكنون درشهرهاي مختلف مشاهده كرد. ترديدي نيست كه انتخابات رياست جمهوري دركشورازاهميت بسياربالايي برخوردار است واين موضوع كه سكان هدايت قوه مجريه دردست شخصي توانمند قرارگيرد مي تواند تا حد بسياري ضامن امنيت سياسي، اقتصادي وكارآمدي كشورحداقل به مدت 4سال باشد.اما نكته مهمي كه نبايد مغفول بماند، توجه به اين مسئله است كه انتخابات شوراي اسلامي شهروروستا نبايد به هيچ وجه زيرسايه انتخابات رياست جمهوري قرار گيرد چرا كه اساسا جايگاه و تاثير گذاري شوراهاي شهروروستا درجامعه اگربيش ازانتخابات رياست جمهوري نباشد، ازآن هم كمترنخواهد بود. چرا كه يكي از مهمترين كاركردهاي شورا، پاسداري وحفاظت ازحقوق شهروندي است وهمين موضوع اهميت شوراهاي شهروروستا را دوچندان مي كند.به واقع حقوق شهروندي متعلق به تمامي شهروندان وهمه افراد جامعه است ومي توان با توسل به قانون همه آنان را مورد حمايت قرارداد ونه افراد ونه دولت اجازه لغو خودسرانه اين حقوق را ندارند. معمولابراساس حقوق شهروندي ازافراد درمقابل دولت دفاع مي شود، اگرچه انگاره حقوق شهروندي پديده جديدي نيست اما درسده 20ميلادي معناي نويني يافته است وجزء لاينفك مردم سالاري ديني هم محسوب مي شود وازمولفه هايي است كه به هيچ وجه نمي توان ازآن چشم پوشي كرد. دراصل مجموعه قواعد، رويه ها وقوانين حقوقي كه به صورت خاص براي آحاد مردم وافراد تنظيم مي گردد وموجبات جلوگيري ازتضييع حقوق فردي درقبال رفتارهاي كلان حاكميتي ويا حتي ديگري مي شود را حقوق شهروندي مي نامند. لذا اگربه وظايف شوراها طولي نگاه كنيم وتمامي وظايف شوراي اسلامي شهروروستا را درعرض يكديگرقرارندهيم، صيانت ازحقوق شهروندي شهروندان دريكي ازبالاترين مراتب قرارمي گيرد. هرچند كه طي سال هاي اخيربه موضوع حمايت ازحقوق شهروندي عنايت ويژه اي شده اما بازهم بخشي ازاين موضوع مهم مغفول مانده است كه وظيفه اعضاي شوراهاي شهروروستا دردورجديد احياي سايرمولفه هاي حقوق شهروندي است كه تاكنون كمتربه آنها پرداخته شده است. با اين نگاه دركنارمولفه هايي نظيركارآمدي، شايستگي، بي حاشيه بودن وقانون پذيربودن، علم به قوانين وحقوق شهروندان هم بسيارحائزاهميت است كه اساسا اگراعضاي شوراي شهروروستا فاقد علم به حقوق شهروندي باشند درمسير استيفاي آن نمي توانند هيچگونه گامي بردارند. بي ترديد مردم نيزكه براي انتخاب اعضاي شوراي شهروروستا به پاي صندوق هاي راي مي روند فارغ ازمولفه هاي ديگرموضوع علم به حقوق شهروندي را مد نظرخواهند داشت ودرطي دوره آتي هم، آن را به عنوان يكي ازمهمترين مولفه هاي خود ازكانديداهاي پيروزانتخابات شوراها مطالبه خواهند كرد كه احترام به حقوق شهروندي ازمهمترين مولفه هاي دستيابي شهروروستا به پيشرفت، توسعه وعدالت است.


برچسب‌ها : شورای شهر, حقوق شهروندی